درس ۱۶ – بازگشت حجیت خبر واحد به عوارض سنت
اگر ظاهر کلام گفت عصیر عنبی حرام است. او منجز میشود اگر خورد مستحق عقوبت میشود بر مخالفت تکلیف واقعی. اگر امام۷ ظاهر کلامش حلیت بود، این خورد و در واقع حرام بود نه، عذر میشود، چونکه ظواهر حجت است.
ظاهر قول امام مثل ظاهر کتاب مجید است ظاهر آیات است. چگونه ظواهر کتاب، کلام خود خداوند است، کلام خود خداوند منجز و معذر است نسبت به آن احکامی که خود خداوند آنها را جعل فرموده است، قول الامام۷ اینها، در این قسم منجزیت و معذریت دارد. پس وجوب الاتباع قول الامام۷ در این قسم وجوب اتباع طریقی است یعنی منجزیت و معذریت است. چونکه قول امام۷ ارشاد به تکلیف و حکم شریعت است و بما اینکه قولش منجز و معذر است وجوب الاتباع طریقی پیدا میکند. این یک قسم اوامر و نواهی است که ائمه: دارند.
یک قسم اوامر و نواهی است که خودشان تکلیف میکنند، ممکن است فعلی مباح بوده باشد به حسب جعل شرعی، به حسب جعل خداوند، و لکن به عنوانی که فعلا به او طاری شده است امام۷ تحریم میکند بر شیعه آن فعل را که این فعل را نمیتوانید مرتکب بشوید. بله، این ولایت را ائمه: دارند. نحن قوم فرض الله طاعتنا. این همان ولایت امام۷ است، مقتضای ولایت این است که ولی هستند میتوانند جعل تکلیف بکنند، آنی که به حسب شرع حلال بود روی آن مصلحتی که در نظر امام است موجب میشود که حرام شود، حتی رسول اکرم۹ هم همین گونه اوامر داشت، روی مصلحتی به یک فعلی امر میکرد. این حق را داشت. اینگونه امر و نهیی که از آن به امر و نهی ولایتی تعبیر میکنند در ائمه: وجود داشته و دارد اینها محل کلام ما نیست. اینگونه احکام خودشان احکام نفسیه میشوند، تکلیف نفسیه میشوند، طاعتشان واجب است مثل طاعت امر خداوند و نهی رسول الله و امر رسول الله. اونی که قول معصوم در علم اصول گفته میشود که سنت است و وجوب الاتباع دارد آن وجوب الاتباع طریقی است، یعنی آن قول معصومی که حکایت از حکم شریعت میکند، که إعمال ولایت معصوم نکرده است در آن حکم، بلکه معصوم حکم شریعت را بیان میکند، او وجوب الاتباع طریقی دارد.
مرحوم آخوند در جلد ثانی در بحث قطع در اینکه امارات قائم مقام قطع میشوند یا نه؟ مدلول اماره را تنزیل میکند منزله واقعش. خب اماره که مثلا زراره از امام صادق (سلام الله علیه) میگوید: که سمعت الصادقَ یقول العصیر اذا غلیٰ یحرم حتی یذهب ثلثاه و یبقی ثلثه، خبر زراره در اینجا چیست؟ آیا قول الامام۷ نیست. اینکه شارع خبر ثقه را، خبر عدل را یعنی آن خبر زراره را حجت میکند یعنی این خبری که این مدلول را دارد این را تنزیل میکند منزله الواقع. تنزیل میکند منزله واقع که قول معصوم است، واقع خبر عدل قول المعصوم است، چونکه از معصوم خبر میدهد. اینکه تنزیل میکند وجه تنزیل چه چیز است؟ وجه تنزیل همان وجوب الاتباع طریقی است، منجزیت و معذریت است. قهرا چه میشود؟ آن منجزیت و معذریتی که قول معصوم۷ بود او میآید به خبر العدل. میشود خبر العدل حجه.
بدان جهت ایشان آنجا فرموده است که در مواردی که تنزیل میکند اماره را تنزیل میکند خبر را منزله الواقع، در بحث حجیت اخبار آحاد هم که دلیل حجیت خبر واحد اخبار مع الواسطه را میگیرد آنجا همان حرف را فرموده است. معنای حجیت تنزیل الخبر است منزله الواقع، یعنی قول معصوم که از او خبر میدهد، واقعش او است. چونکه امام صادق (سلام الله علیه) که فرموده این زراره آن را میگوید: سمعت الصادق یقول هکذا. در واقع خبر عدل، قول الامام۷ است. قول الامام۷ وجوب الاتباع طریقی دارد، وقتی که خبر را خبر عدل را تنزیل کرد منزله آن قول الامام۷، بر این خبری که این مدلول دارد وجوب الاتباع طریقی میآید، یعنی قول زراره وجوب الاتباع طریقی دارد. پس آن سنت میشود منزّل علیه، منزله به خود خبر عدل چه میشود؟ منزّل. خب میگوییم یا مرحوم آخوند ما اینگونه بحث میکنیم مراد از ثبوت ثبوت تعبدی است، ثبوت تعبدی است نه ثبوت تکوینی. این ثبوت تعبدی از عوارض سنت است. چرا؟ میگوییم که هل السنه یعنی قول المعصوم منزل علیه است برای خبر عدل یا منزل علیه نیست؟ این بحث چه میشود؟ بحث از عوارض سنت میشود. عارض این نبود که داخل مفهوم موضوع نبوده باشد؟ داخل عنوان موضوع نبوده باشد؟ منزل به یا علیه که داخل عنوان سنت نیست. این را حمل میکنیم بر سنت. هل السنه منزل علیه للخبر الواحد ام لا؟ کما اینکه از عوارض خود خبر واحد هم میشود. منتها میگوییم هل الخبر منزل؟ دیگر اینجا منزل علیه نمیشود، هل الخبر العدل منزل منزله قول المعصوم ام لا؟ اگر اینگونه بحث کردیم این از عوارض خبر واحد میشود. اگر اینگونه بحث کردیم که هل السنه منزل علیه یا منزل به لخبر العدل ام لا؟ این میشود بحث از عوارض سنت. اگر بنا بوده باشد که ما بحث را بحث از عارض بکنیم مفاد کان ناقصه بکنیم ثبوت تعبدی هم اگر مراد بوده باشد، از عوارض سنت میشود. والحمد لله رب العالمین.