درس ۱۷ – نظر استاد راجع به برگشت حاکی از سنت به خود سنت
استاد میفرماید: خبر واحد میتواند از عوارض سنت باشد، بدین صورت که وقتی خبر واحد را زراره میگوید: انگار خود قول معصوم را میگوید و به تعبیر دیگر این خبر واحد منزل علیه یا منزل به است نسبت به سنت.
لعل و الله العالم خود مرحوم آخوند ملتفت این معنا بود. در آن بحث حجیت اخبار، یک تتمهای ذکر کرده است، فرموده است، که میزان در تشخیص مسأله اصولیه، آن عنوانی است که در علم اصول به آن عنوان مسئله معنون شده است، یعنی مسألهای که در اصول عنوان شده است، همان مسئله از علم اصول است که در آن علم عنوان شده است، مرحوم آخوند در بحث حجیت اخبار به شیخ اینگونه اشکال کرده است که أُفرض که این حاکی السنه تثبت بخبر الواحد برگشتش به این شد که السنه تثبت بالخبر الواحد ام لا، بحث از عوارض سنت شد. اینکه این مسئله از مسائل اصولیه باشد به آن برمیگردد که مسئله در کتب اصول عنوان شده، نه اینکه بخواهیم مسئله را برگردانیم به شیء و در اصول از او بحث کنیم. والا آن وقت مسائل با همدیگر مخلوط میشود. چرا؟ برای اینکه ممکن است مسأله اصولیه برگردد به مسأله فقهیه، اینکه در باب مقدمه واجب بحث میکنیم که هل الملازمه موجوده بین ایجاد ذی المقدمه و المقدمه، این برگشتش به این است که مقدمه واجب است یا نه. اگر بحث کردیم که مقدمه واجبه واجب هستند یا نه، این بحث فقهی میشود، چونکه از وجوب عمل بحث کردهایم. بحث از وجوب غسل الجنابه و وجوب اینها مسأله فقهی میشود. هکذا برگرداندن مسأله فقهی، به کلامی هم هست مثلا فرض کنید در فقه بحث میکنیم که آیا عصیر عنبی بعد الغلیان حرام است یا نه برگشتش به این است که کسی بعد از غلیان عصیر عنبی را خورد مستحق عقاب میشود یا نه. بحث از استحقاق عقاب بحث کلامی است، این چیزهایی که گفتیم ملاک نیست ملاک خود آن عنوانی است که در کتب ذکر شده است، خود آن عنوان باید حساب بشود که آیا این مسأله به این عنوانکه معنون شده است در کتاب مسأله فقهی است یا اصولی است یا مسأله علم آخر است. وقتی در کتاب اصول مطرح شد، میشود از مسائل علم اصول کما اینکه در خصوص خبر واحد داریم بحث میکنیم که هل تثبت السنه بخبر الواحد ام لا.
بعد ایشان میفرماید بر اینکه اگر گفتیم مراد از سنت فقط قول معصوم و تقریر معصوم و فعل معصوم نیست، مراد از سنت معنایی شد که حاکی از قول معصوم را هم گرفت، یک معنای جامعی درست کردیم که هر دو را شامل شود. ایشان میفرماید آن وقت بحث از حجیت خبر واحد بحث از عوارض سنت میشود. برای اینکه ما که میگوییم الخبر الواحد حجه ام لا، یعنی السنه حجه ام لا. چونکه سنت مراد معنای اعمی شد که شامل خبر واحد هم هست. آن وقت دیگر این اشکالها حل میشود. و در مسأله خبرین متعارضین بحث از عوارض سنت میشود. مرحوم آخوند میگوید ولکن یک مسائل دیگری در اصول میماند، مثل بعض مباحث الفاظ و بعض مباحث استلزامات آنها از مسائل اصول خارج میشوند. مثل اینکه در علم اصول بحث میکنیم صیغه افعل ظاهر فی الوجوب، صیغه لا تفعل ظاهر فی الحرمه ام لا، اینها خارج میشوند. چرا؟
برای اینکه اینها نه بحث از عوارض ذاتیه کتاب است نه سنت است، صیغه لا تفعل ظهور در منع قطعی دارد، صیغه امر ظهور در طلب وجوبی دارد یا ندارد این بحث از عوارض نه عقل است، نه سنت است، نه اجماع است، نه کتاب. و هکذا بعض مباحث استلزامات که ما در بحث مقدمه واجب که بحث میکنیم ما بین ایجابین، ایجاب ذی المقدمه و ایجاب مقدمه ملازمه است یا نه، ما بحث مان نه راجع به کتاب است نه راجع به سنت است نه راجع به حکم عقل علی الاطلاق است. چونکه بحث ما حکم عقل، علی الاطلاق است بحث ما که آیا عقل این ملازمه را میبیند ما بین الایجابین و لو ایجابین از شارع نبوده باشد.
این فرمایشی که فرموده است این اشکالها اشکال بر مشهور است بناء بر مسلک مشهور در عرض ذاتی و غریب. چونکه مشهور عارض بر شیء را به واسطه اعم یا به واسطه اخص آنها را عرض غریب میدانستند. بناءا بر آنها بحث از اینکه صیغه افعل ظهور در وجوب دارد یا نه بحث از عرض غریب است نسبت به کتاب و سنت. چرا؟ برای اینکه ممکن است صیغه افعل نه کتاب باشد نه سنت، در قول مولای عرفی بوده باشد. و اما ملاک در عرض ذاتی اگر اونی باشد که خود صاحب کفایه فرمود که ملاک عرض ذاتی این است که حملش بر شیء بالعنایه و المجاز نبوده باشد. بناء بر او حمل اینکه اقیموا الصلاه ظاهره فی الوجوب، کتاب است، اقیموا الصلاه، ظاهره فی الوجوب این هیچ تسامحی در او نیست. اذا قرئ القرآن فاستمعوا له وانصتوا، این صیغه افعل ظاهره فی الوجوب برای اینکه مراد از کتاب همان آیات الاحکام است آیاتی که متضمن احکام هستند مراد از کتاب او است، بحث از عوارض است بنابراین تفصیل، حمل کردنش بالعنایه و المجاز نیست.
این اشکالی که در بحث استلزامات شده است، این اشکال مبنی بر مبنای مشهور است والا بناء علی ما ذکر آنها بحث از عرض ذاتی است. وللکلام تتمه. والحمد لله رب العالمین.