درس ۳۹ – حقیقت وضع تعیینی و تعینی

مرحوم آ‌خوند در باب حقیقه الشرعیه مقدمه‌ای ذکر کرده است، گفته است: وضع تعیینی تاره‌ به انشاء لفظی می‌شود، که آن شخص واضع می‌گوید: وضعت هذا اللفظ لهذا المعنی. این تخصیص تخصیص انشائی بالقول است. فرموده است تاره: تخصیص اللفظ بالمعنی به استعمال می‌شود نه بالفعل. مثل سایر امور انشائیه. در ملکیت تاره انسان می‌گوید: ملّکت هذا که به انشاء قولی موجود می‌شود، و اخری به فعل که معاطات است که مال را به قصد ملکیت به طرف می‌دهند. وضع تعیینی هم اینگونه است. تعیین اللفظ بالمعنی تاره به خود انشاء تعین می‌شود که می‌گوید وضعت هذا بذاک اللفظ. ایشان فرموده است: تاره وضع تعیینی اینگونه است، و اخری وضع تعیینی به استعمال می‌شود، می‌بینید خداوند یک مولود جدیدی به زید داده است، طرف صبح آورده‌اند که پدرش زید برای اولین بار ببیند، زید می‌گوید؟ جئنی بولدی هذا محمد، همین محمد که می‌گوید، یعنی لفظی را بر این کودک وضع کرد، با این استعمال، لفظ وضع می‌کند. چونکه لفظ محمد را به او وضع می‌کند به داعی اینکه این نامش هست، اسمش است، لفظش است. این هم می‌شود وضع.

بدان جهت ایشان در حقیقت شرعیه فرموده است التزام به حقیقت شرعیه که شارع این الفاظ عبادات را به این معانی جدیده به این نحو وضع کرده است به وضع استعمالی، این بعید نیست این حقیقت شرعیه باشد. شارع برود روی منبر تاره می‌گوید، وضعت لفظ الصلاه را به این الفاظ با این شرائط، و اخری تعین اللفظ بازاء المعنی به امر قریبی است که شارع لفظ صلاه را وقتی می‌گوید اقیموا الصلاه استعمال کند در این معنای جدید بجای اینکه بگوید، در استعمال نمانده است، اینگونه تعریف عیبی ندارد. می‌شود ادعا کرد و مجازفه نیست.

می‌گوییم مرحوم آخوند! شما آنجا که فرمودید: در موارد وضع تعیینی آنجا تعیین انشائی است بالقول، و اما در جایی که وضع تعینی هست، تا ما مادامی که مستعمل نصب قرینه کند، لحاظ علاقه بکند، استعمال مجازی است، و اگر همین لفظ مستعمل بعد از گذشت زمان واضع در این مستعمِل لفظ، لحاظ علاقه نکرد و نصب قرینه هم نکرد، بلکه از ذات این لفظ قصد کرد این معنا را یعنی مجازی که قبلاً با قرینه و علاقه استعمال می‌شکرد در این صورت اگر مستعمِل بدین صورت استعمال کرد به این قرینه و ملاحظه علاقه این وضع، وضع تعیینی می‌شود. منتها وضع تعیینی است که به استعمال حاصل شده است.

پس اگر یا مرحوم آخوند! ما گفتیم که الوضع تخصیص اللفظ بالمعنی و گفتیم التخصیص إما یحصل بالانشاء القولی و إما یحصل بالانشاء الفعلی که انشاء فعلی اش وضع تعینی است، اسمش را وضع تعیینی گفتن چه اشکال دارد؟ که این اشکال اولی است که به مرحوم آخوند می‌شود.

آنجا که مستعمل لحاظ علاقه می‌کند، با رعایت علاقه و نصب قرینه یا لفظ را در او استعمال می‌کند. از دو حال خارج نیست. اگر با نصب قرینه و رعایت علاقه استعمال کرد این استعمال مجازی است. وضع حاصل نشده است. وضع در معنای حقیقی رعایت علاقه نمی‌شود. و اما فرض بفرمایید لفظ را در آن معنا استعمال کرد بما هو هو و بما اینکه این لفظ نام این معنا است این می‌شود وضع تخصیص اللفظ بالمعنی، و در استعمال دیگر وضع لحاظ نشده، بلکه به استعمال و حذف قرینه و علاقه در زمان دیگر استعمال کرد این می‌شود وضع تعیینی دیگر تعیّنی معنی ندارد.

جئنی بولدی هذا محمد این استعمال می‌کند، و لکن مجاز است؟… مرحوم آخوند در حقیقت شرعیه گفته است او وضع است، وضع تعیینی است منتها با استعمال. ما به مرحوم آخوند اشکال می‌کنیم که شما او را گفتید، در وضع تعیینی هم همان تخصیص استعمالی است. هر وقت مستعمل لحاظ علاقه را نکرد و نصب قرینه را نکرد بلکه بما هو هو استعمال کرد این وضع می‌شود تعیین می‌گوید تأسیس و تعیین اللفظ بالمعنی تاره به انشاء قولی می‌شود و اخری به انشاء فعلی. مثل تملیک که تاره به انشاء‌ قولی می‌شود و اخری به انشاء فعلی. خود مرحوم آخوند تصریح دارد در بحث حقیقت شرعیه. می‌گوییم اینها با هم تهافت دارد. وقتی که این نحو شد، وضع تعینی فی ‌أی زمان الغی المستعمِل به لحاظ عنایت و نصب قرینه، هر دو تا را الغاء کرد، دیگر رعایت علاقه نکرد در استعمال، این می‌شود تخصیص بالاستعمال. این می‌شود همان وضع تعیینی.

این حرف اول.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا