درس ۴۴ – تکمله نقد استاد نسبت به نظریه عینیت لفظ با معنا در نظر مختار مرحوم ایروانی
مرحوم ایروانی(ره) فرمود: حقیقه الوضع عینیت یعنی لفظ را عین معنا قرار دادن است. لکن وجدان شاهد است اینگونه نیست. شاهد بر این وجدان چیست؟ علماء ادب فرقی ما بین وضع در اعلام شخصیه و وضع در سایر معانی کلیه نگذاشتند. وضع در همه یکسان است. شمایی که بر مولودی خود، که تازه به دنیا آمده میگویید سمیته باحمد، این سمیته باحمد مرادف است با اینکه جعلت لفظ احمد عینه، دو تا متفاهم یکی است؟ تنزیل معنایش این است. جعلت هذا اللفظ عینه. شما که میگویید سمیته باحمد این مرادف است با اینکه جعلت لفظ احمد عینه؟ این است معنایش؟ یا نسبت به ساحت جل و علا آیا تنزیل کردند که این اسماء عین واجب الوجود هستند، این الفاظ؟ چه کسی میتواند این توهم را بکند، که این الفاظ عین ذات واجب الوجود هستند تنزیل شده است؟ نه تنزیل در ذات واجب الوجوب و نه در اعلام شخصیه، نیست. وضع هم در تمام اینها یکسان است فرقی نمیکند. پس نتیجه میگیریم در سایر معانی هم تنزیل نیست.
نهایت کلام مرحوم ایروانی این است که: واضع کاری را که میکند لفظ را عین معنی قرار میدهد کانه هو هو. و لکن این ادعاست، حقیقت ندارد. چون لفظ وجود خارجی نمیشود، و برای ادعیٰ باب واسع است، و آن ادعیٰ را غرض محقق میکند، در این ادعا اگر شخصی غرض داشته باشد ادعاء عیب ندارد، آن بچه هم یک غرضی دارد که میگوید این شکر است، آن قند است. آن چغندر فروش هم در زمستانکه روی عرابه میچرخد در کوچهها میگوید بیا این قند را بخر، آن هم یک غرضی دارد، میخواهد آن متاعش به فروش برسد. واضع هم در این ادعا که این لفظ عین این معنا است، این در آن معانی کلیه عیب ندارد در آن استعمال شود و مرحوم آخوند هم در مقام استعمال، ادعا کرده است که کانّ مستعمل عین معنا را القاء میکند، لفظ را فانی در معنا میبیند، شخصی که لفظ احمد را میگوید، کأنّ این عین آن موجود خارجی است. این تنزیل است ادعاست و غرضش هم تفهیم و تفهم است. این کلام مرحوم ایروانی است که ما به دست آوردیم.
عرض میکنم این درست نیست. چرا؟ برای اینکه اگر معنای وضع که از واضع صادر میشود عینیت باشد مثل اینکه میگوید: وضعت هذا اللفظ لهذا المعنی، یا سمیت ولدی باحمد، لازم میآید که لفظ و معنی مرادف هم باشند و باید صحیح باشد بگوید: جعلت ولدی هذا عین لفظ احمد. چون این ادعاء و تنزیل است دیگر. … چون هر دو عینیت را میفهماند. درست توجه کنید. وقتی که من میگویم جعلت المولود الجدید لی عین لفظ احمد، اسم احمد، این تنزیل است یا نیست؟ ادعاء عینیت هست یا نه؟ خب سمیت ولدی باحمد هم وضع که میشود اگر معنایش این ادعاء و تنزیل باشد باید مترادفین بشود و این دو کلام یک معنا داشته باشد. سمیت معنایش این باشد که این ولدی که بر من شده است سمیته باحمد، عین لفظ احمد است، منتها ادعاءا. و حال اینکه این نیست. در اعلام شخصیه بشر اینگونه نیست، فضلا از اعلامی که علم شخصی به ذات حق جل و علا آنجا ادعاء بشود که لفظ الله عین واجب الوجود است ادعاء، اینها متنفر است طبع از اینگونه تنزیلها.
و کیف ما کان حقیقه الوضع این تنزیل و ادعاء نیست. وجدان شاهد صدق است.
میماند از بحث کلامی را که اساسش را مرحوم نهاوندی بناء گذاشته است. ایشان فرموده است حقیقه الوضع تعهد است. یک شخصی متعهد میشود من هر وقت گفتم احمد این شخص را اراده کردم. خصوصا آنهایی که فرض کنید میخواهند یک الفاظ جدیدی را استعمال بکنند که به نحو رمز بوده باشد و دشمن نفهمد رموز جنگی و اینها باشد، آن دو نفر بنا میگذارند که آن فرمانده بزرگ میگوید هر وقت این لفظ را گفتم از من شنیدید در تلکس، بفهم که مرادم این است. این تعهد است و بیشتر از این نیست. متعهد شده است هر وقت در این تلکس این لفظ را گفتم این را اراده کردم. البته ما الآن در وضع الفاظ صحبت میکنیم. واضع در وضع الفاظ متعهد شده است بر اینکه هر وقت این لفظ ماء را گفتم مرادم آنی است که در رودخانه است، در چاه است، از چشمهها هست، در آب انبارها هست، از لولهها میآید. مرادم آن است. میگوید این چشمه را میبینی اینکه از این چشمه میرود، نه به خصوصیت این، بلکه این و هر چیزی که مثل این است اسمش آب است. معنایش چیه؟ یعنی هر وقت من لفظ آب را گفتم این را اراده کردهام. واضع اول این کار را کرده ومتعهد شده است. دیگران هم که بعدا آمدهاند آنها هم همین تعهد را دارند، چونکه همان زبان را استعمال میکنند. بچهای که به دنیا میگوید وقتی که زبان باز میکند نمیگوید من آن زبان شما را قبول ندارم. آن هم به مامانش میگوید مامان! آب بده. این هم همان تعهد است. بدان جهت ایشان فرموده است بر اینکه حقیقه الوضع همان تعهد است.