درس ۴۷ – تکمله نقد استاد نسبت به مختار مرحوم محقق نهاوندی در باره تعریف وضع به تعهد

اشکال عمده بر نظر مرحوم نهاوندی(ره) این است که‌ اگر الفاظ موضوع بودند و قرار داده شده بودند در مقابل اراد تفهیم معنای خاص، یعنی اراده تفهیم معنای خاص خطور می‌کرد بر ذهن انسان در جایی که آن لفظ را انسان می‌شنود، لکن عمده اشکال بر مرحوم نهاوندی(ره) این است که وجدان تمام اهل اللسان شاهد صدق است، که ذات المعانی از آن الفاظ خطور می‌کند. اما اراده تفهیم این معنا، احتیاج دارد به ضم امر خارجی که غیر از سماع اللفظ است. پس معلوم می‌شود که لفظ به ازاء ذات معنا وضع شده است نه در مقابل اراده تفهیم. پس حقیقه الوضع تعهد نمی‌شود و این حرف، حرف صحیحی است که نمی‌شود در او خدشه کرد این است.

پس وضع چیست؟

تطویل این مطالب ثمره عملی ندارد، آنی که ما بعد از اینکه فکر کرده‌ایم این است حقیقه الوضع. می‌گوییم وضع یک معنای مصدری دارد که وضعَ یضعُ معنای مصدری است معنای حدوثی است. یک معنای اسم مصدری دارد، که الحاصل من المصدر، الحاصل من الفعل. فوضع فصار کذا. این را شما می‌دانید که مصدر با اسم مصدر فرقشان اعتباری است. اگر آن ماده‌ای که از او تعبیر می‌شود به فعل، فعلِ به معنای لغوی، اگر استناد آن ماده را به فاعل بدهیم، این جهت صدور آن ماده از فاعل به او مصدر اطلاق می‌شود، مثل ضرب، زدن. غَسل، شستن. و اما اگر این ماده را فی نفسها ملاحظه کنیم قطع نظر از جهت صدورش که به او نتیجه الفعل می‌گویند معنای اسم مصدری می‌شود. غالبا هم در لغت عرب مصدر با اسم مصدر لفظ مختلفی ندارند، همان لفظی که وضع به مصدر شده است او را در معنای اسم مصدر استعمال می‌کنند. علم را به معنای مصدری می‌گویند و به معنای اسم مصدری هم استعمال می‌کنند. و لکن در بعض اوقات اسم مصدر لفظ مخصوصی دارد، مصدر برایش لفظی وضع شده است. مثل غَسل و غُسل. که این در بعض موارد است همیشه نیست.

وقتی که اینگونه شد ما دعوای‌مان این است که حقیقه‌ الوضع به معنای اسم مصدری تعیّن لفظ است به معنا. تعین، تعین اعتباری است نه تعین حقیقی. در خارج ما بازاء ندارد. تعین یعنی چه؟ تعیین یعنی اعتبار کردند که این لفظ علامت بشود بر این معنا در مقام تفهیم و تفهم.

اگر یادتان باشد اسم می‌گویند از وسم است. وسم معنایش چیست؟ علامت است. الفاظی که انسان احتیاج دارد به تفهیم و تفهم آن الفاظ را به آن معانی علامت گذاشته شده است. چگونه به سر هر فرسخ در راه علامت می‌گذارند، این علامت مال چیست علامت راهنمایی است، با اینکه مختلف است، این علامت است دلالت می‌کند بر آن معنی، علامتی می‌گذارند که اینجا سرازیری است و این علامت بر این می‌شود که جاده سرازیر است یا اینجا پیچ خطرناک یا محل عابر پیاده است، یعنی آنجا که به کثرت استعمال وضع محقق می‌شود. این معانی چونکه تفهیم آنها متعلق غرض است علامت گذاشته‌اند در سر راه تا شخص متوجه نشود و از آن قصد تفهم دارد در مانحن فیه هم همینطور است لفظ علامت بر ان معنی است.

پس حقیقه الوضع همان تعین لفظ است علامتا للمعنی. لفظ وقتی که تعین پیدا کرد که علامت این معنا است، این وضعِ اسم مصدری است. این است که تاره به تعیین واضع حاصل می‌شود، می‌گوید تعیین کردم این لفظ را به ازاء این معنا و اخری به تعیین فعلی، می‌گوید جئنی بولدی هذا محمد، دیشب به دنیا آمده. این استعمال می‌کند لفظ محمد را به او به داعی اینکه این، اسمش است، جئنی بولدی هذا محمد وضع محقق می‌شود؛ تعیین محقق می‌شود که شارع وضع می‌کند لفظ را به ازاء معنی و این تعیین، تعیین اعتباری است، و تعیّن هم تعیّن اعتباری است. والحمد لله رب العالمین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا