درس ۶۱: تفسیر حروف به وجود رابط در کلام مرحوم کمپانی و نقد استاد نسبت به آن
آیا این را میشود قبول کرد از مرحوم کمپانی(ره)؟ اولا ما در خارج یک وجود رابطی داریم قطع نظر از وجود رابطی و وجود نفسی که از او تعبیر به وجود جوهر میشود. در وعاء خارج ما یک وجودی یک هستی هم داریم که آن وجود، وجود رابط است، ما که این را تا حال نفهمدیم که همچون وجودی در خارج هست. و این برهانی که ایشان فرمود این وجود به برهان ثابت میشود، این برهانش نابرهان است. چرا؟ چونکه کی گفته متعلق یقین با متعلق الشک باید در خارج دو وجود بوده باشد؟ تعدد وجودی داشته باشند؟ این را ما تا حال نفهمیدهایم. و وجدان هم شاهد است که اینگونه نیست، لازم نیست متعلق یقین با متعلق شک در خارج در وجود دو تا بوده باشند و تعدد و اختلاف وجودی داشته باشند. شما فرض بفرمایید کلی را یقین پیدا میکنید که کلی در خارج موجود شده است، یقین پیدا میکنید بر اینکه در خارج فرس هست فعلا. اما یک فرسی که دو تا دم داشته باشد آن هم هست یا نیست؟ در او شک دارید، طبیعی الفرس را یقین دارید اما خصوصیت فرد را در او شک دارید. اگر فرس در خارج موجود بشود که یقین دارید، عین فردش است. فرد با طبیعی که تعدد ندارد وجودا. فقط اختلافشان در اضافه است. همان شخص خارج را اضافهاش را به طبیعه الفرس میگویید، متیقن است، اضافهاش را به فرس دو تا دم دار میگوئید، این مشکوک است.
کما اینکه در خارج فرض بفرمایید انسان هست، میدانید در دار انسان هست نمیدانید آن انسان زید است یا عمرو. آن موجود خارجی اضافهاش به انسان متیقن است جزمی است، اما اضافهاش به زید مشکوک است و حال اینکه زید در خارج عین انسان است، انسان در خارج عین زید است، دو تا وجود ندارند. اینکه متعلق یقین با متعلق شک باید در خارج در وجود متعدد بشوند، در وجود دو تا بشود، آن را ما دلیل نداریم، برهان بر خلاف اوست، که نه، فقط اختلاف در اضافه و اختلاف در اعتبار، اضافه به طبیعت و فرد، اضافه به اعتبار تعددش کافی است در اینکه انسان به یک جهت جزم داشته باشد، به طرف دیگر و از جهت دیگر در آن شیء واحد شک داشته باشد. این اولا.
برهانی مرحوم کمپانی(ره) بر وجود رابط ذکر کردهاند که متعلق جزم باید با متعلق شک متعدد بشود، تعدد در وجود داشته باشد این درست نیست. برهان باید بیاورد که متعلق یقین با متعلق شک باید در خارج تعدد داشته باشد؛ تعدد وجودی. و اما تعدد اعتباری و تعدد اضافهای او را قبول داریم. ما طبیعی العرض را یقین داریم، اضافه آن عرض خارجی را به طبیعی العرض که طبیعی الحرکه است یقین داریم. کما اینکه اضافه آن متحرک خارجی که معروض است اضافه او را هم به جوهر یعنی به طبیعی الحیوان یقین داریم. اما اضافه اش به انسان و اضافه آن حرکت که حرکت قیامش به انسان است، این اضافه مشکوک است. و لکن اینها در خارج تعدد ندارند. اگر در خارج فرض بفرمایید غیر از وجود جوهر و غیر از وجود عرض چیز دیگر نبوده باشد، باز این شک و یقین تمام است، چونکه اضافه به طبیعت داده میشود، میگویید جزمی است. اضافه به شخص بدهید قیامش به شخص الانسان، این مشکوک است. و لکن اگر این عرض در خارج موجود بشود قیام به شخص عین تحقق عرض است. چونکه عرض در خارج که موجود میشود بالاخره شخص است، معروضش هم شخص است، قیامش هم قیام شخصی است. منتها آن قیام شخصی اضافهاش به طبیعی متیقن است. اضافهاش به عنوان انسان که عنوان خاص است نسبت به او مشکوک است. هیچ فرقی ندارد شما اگر توجه بفرمایید میبینید که در باب تعدد متعلقِ جزم با متعلق تردید این اتحاد خارجی تنافی با او ندارد. تعدد اعتبار و تعدد اضافه کافی است که یک اضافه متعلق جزم بشود، اضافه دیگر متعلق شک بشود.
ثانیا: ما در خارج سه تا وجود داریم. وجود جوهر، وجود عرض و وجود رابط. اینکه حروف وضع شده به آن وجود رابط، این دلیلش چیست؟ این دلیل میخواهد که حروف وضع شده است به آن وجود روابط که لخفائها ماهیت ندارد. ما دلیل نداریم بلکه برهان بر عکسش داریم که حروف وضع نشده به آن روابط. چرا؟
دلیل اول: چونکه حروف استعمال میشود در مواردی که آنجا اصلا وجود رابط معقول نیست، و متصور نیست وجود رابط، نه وجود رابط خارجی، نه وجود رابط عقلی. هیچکدام ممکن نیست. چونکه ممکن است موجود ذهنی را هم تقسیم بکنند به سه قسم، بگویند موجود فی الذهن هم یا وجود رابطی است یا مثلا جوهری. اینگونه نیست. مثلا چگونه؟ شما میگویید که الوجود للانسان ممکن، الوجود لشریک البارئ ممتنع، و الوجود لذات الحق تعالی واجب. این لامی که اینجا استعمال کردید این کجا وجود رابطی در او استعمال شده است؟ برای اینکه در الوجود للانسان ممکن، انسان در خارج و لو در خارج عین وجودش است ماهیه الانسان، ولکن این (ممکن) که حمل کردیم محمول امر عقلی است. الوجود للانسان در عقل وجود، زاید بر انسان است. ولکن در خارج عین وجودیش است. والحمد لله رب العالمین.