درس ۶۲: لوازم قول به وجود رابطی بودن حروف
هنگامی که میگویید: الوجود للانسان، ممکن است شما یک وجود رابط عقلی در نظر بگیرید که لام از او حکایت میکند. چونکه در انسان ممکن است، کلُ ممکنٍ زوج ترکیبیٌ، ماهیت وجود دارد. ممکن است آنجا یک رابط درست بکنید. البته این را فرضاً میگوییم والا در نظر گرفتن رابطه اصلاً درست نیست. وجود رابط اگر باشد وعائش خارج است، خارج در مقابل ذهن و عقل. الوجود لشریک البارئ ممتنع، آنجا هم اینگونه است آن ترکیب وجود دارد، لکن در الوجود لذات الحق جل و علی واجب، در ذات حق که ماهیت نیست، در تحلیل عقلی هم ماهیت ندارد ذات حق. اگر ماهیت داشته باشد دیگر واجب الوجود نمیشود. اینکه میگوییم الوجود لذات الباری واجب، آن لام از چه چیز حکایت میکند؟ نه وجود رابط خارجی میتواند ایشان تصور کند، نه وجود رابط عقلی. هیچکدام نیست. با وجود اینکه ما میبینیم که لام در همه جا در هر سه ترکیب به یک معنا است.
عرض میکنم در این موارد حروف که استعمال میشود حروف استعمال میشود در آن مواردی که اولا آنجا وجود رابط متصور نیست. و ثانیا یک دلیل عوامانه نقل میکنم که همه قبول کنند، اگر بناء بشود که حروفها وضع بشود به وجودات رابطی که در خارج است دیگر کذب نمیشود. برای اینکه اگر کلامی را از شما میپرسند مسئله شرعیه کسی از شما پرسید، آقا! من در کوچه میرفتم گفتم زید ایستاده است اما از زید ایستاده است هیچ چیز قصد نکردم، فقط همین لفظ را قصد کردم، زید ایستاده است. زید هم در خارج ایستاده نبود. فقط من هم گفتم زید ایستاده است لفظش را قصد کردم. حکایت از خارج نکردم و زید را در آن ذات که قیام دارد استعمال نکردم. فقط لفظ را گفتم و اصلا معنا قصد نکردم. این کلام صادق است یا کاذب؟ دروغ است گفتنش حرام است یا حلال؟ چه میگویید؟ میگویید نه این صادق است نه کاذب. باید خبر بشود، بعد از اینکه خبر شد، صادق شد، عیب ندارد کاذب بشود، بدانی کاذب است بگویی یا شک کنی که کذب است بگویی حرام است. کلام باید مستعملفیه پیدا کند. اگر حروف مستعملفیه وجودات رابطی باشند در جایی که من میگویم القیام لزید ثابت، (خبر میدهم از خارج) اگر لام وضع شده باشد به آن وجود رابط خارجی، مستعملفیه ندارد. برای اینکه باید در مستعملفیه استعمال بشود تا آن مستعملفیه با خارج تطابق داشته باشد بشود صدق، نداشته باشد بشود کذب. لام اصلا مستعملفیه ندارد در مانحن فیه، القیام لزید ثابت، این لام مستعملفیه ندارد. زید قائم، این قائم که هیئت خبری است و مرفوع است این هیئت، مستعملفیه خارجی ندارد. چرا؟
چونکه شما گفتید ذات وجود رابط مستعملفیه است. او موضوعله است. وقتی که مخبر میداند در خارج وجود رابطی نیست، مخبر خودش میداند، مع ذلک به جهت گول زدن مردم میگوید زید قائم، این کلام اصلا مستعملفیه ندارد پیش این قائل، وقتی که مستعملفیه نداشته باشد این کذب نیست. کذب آن کلامی است که مستعملفیه داشته باشد و آن مستعملفیه مطابق با خارج نبوده باشد. اگر بنا بوده باشد وجودات رابط یعنی آنی که به حمل شایع وجود رابط است، آنی که به عنوان، به او اشاره میشود کرد به عنوان اسمی، خودش ماهیت و عنوان ندارد، اگر او موضوعله بوده باشد و مستعملفیه داشته باشد، این کلام مستعملفیه ندارد. پس این کار حرامی نکرده و دروغی نگفته است.
بعد عرض میکنیم به ایشان، اگر بنا بر این بوده باشد که وجوداتی که آنها روابط هستند آنها موضوعله و مستعملفیه هستند، شما در حروف نافیه چه میگویید؟ یک قسم از حروف، حروف نافیه است. حروف نافیه آنها نفی هستند، آنها عدم هستند. حروف نافیه شد، آنجا موضوعله چیست؟ ما یک حروفی داریم اصلا حروف نسبیه نیستند کما اینکه خواهیم گفت، مثل حرف النداء، مثل حرف التعجب، مثل استفهام، مثل حرف الجواب، اینها حروف هستند، اینها اصلا نسبیت نیستند، اینها موضوعلهشان چیست؟ ما باید بر حرف یک معنایی درست کنیم که آن معنا ساری و جاری در تمام حروف بشود و امتیاز پیدا کند از معنای اسمی، یعنی معنای (مِنْ) از معنای لفظ الابتداء امتیاز پیدا کند به امتیاز ذاتی که ذاتا دو تا کند معنا را. نه اینکه یکی کند وحدتشان اعتباری و لحاظی بوده باشد که اشکال مرحوم آخوند لازم بیاید، علی تقدیری که وجود رابط باشد این تعدد هست و لکن این معنای حرفی را تصحیح نمیکند چونکه وجود رابط کلی تقدیر بودش نمیتواند معنای حرف بشود اصلا و اگر علی فرض در بعض حروف شد، در بعض حروف دیگر نمیتواند بشود موضوعله و مستعملفیه. در این صورت چه باید بگوییم. کلام مرحوم نائینی(ره) یک تحقیقی دارد که ما را به مقصد ما در معانی حروف نزدیک میکند. والحمد لله رب العالمین.