درس ۶۳: نظر مرحوم نائینی در باره اختلاف معانی اسمی و حرفی

مرحوم نائینی در مقام یک تحقیقی دارد که این تحقیق مشهور از ایشان است. این تحقیق ایشان ما را به مقصدمان نزدیک می‌کند. نه اینکه ما حرف ایشان را قبول داریم که معنی حرف همین‌هاست که ایشان فرموده. ولکن حرف ایشان فقط ما را به مقصدمان آنی که در معانی حروف خواهیم گفت نزدیک می‌کند. ایشان یک کلمه فرمود است ابتداءا، در فهرست نتیجه تحقیقش. ایشان فرموده است معانی اسماء إخطاری است و معانی حروف ایجادی است. إخطاری با ایجادی اینها متباینین بالذات هستند. معانی اسماء اخطاری است و معانی حروف ایجادی است.

مرحوم نائینی(ره) می‌فرماید حروف دو قسم هستند. یک حروفی هستند که معنای آنها معنای نسبی است، مثل زید فی الدار، فی معنای نسبی دارد، حرفی دارد که معنایش معنای نسبی است. یک حروف هست که معانی آنها معنای غیر نسبی است مثل حرف النداء، یا زید. یعنی این دلالت به نسبت نمی‌کند، و معلوم است که «یاء» دلالت بر نسبت نمی‌کند. ایشان می‌فرماید این حروف چه نسبی باشد معنایشان، چه غیر نسبی، ایجادی هستند معانی‌‌شان، می‌خواهد یک نسق درست کند حروف را. معانی حروف چه وجودیه باشد چه نافیه وضع شده‌اند بر معانی ایجادی، یعنی حروف طُرا معانی‌‌شان معانی ایجادی است. اسماء طُرا معنای‌ شان اخطاری است.

توضیح کلام مرحوم نائینی(ره) این است که می‌فرماید، شما وقتی که به خارج نگاه می‌کنید و لو در خارج شما یک وجود جوهری می‌بینید که قیام دارد بنفسه، یک وجود عرض می‌بینید که مثل سواد و بیاض و ضرب و امثال ذلک که قیامش بالغیر است و لکن این معانی که اسماء به آنها وضع شده است، معانی همه‌اش در عالم معنا مستقل هستند از ناحیه اسماء، معنای سواد در عالم معنا قیام به غیر ندارد. معنای لفظ الانسان مستقل است، معنای سواد هم مثل انسان مستقل است. معنای مستقل یعنی چه؟ یعنی لازم نیست در ضمن ترکیب کلامی بوده باشد. شما هر لفظی را که به او اسم می‌گویند که این اسم است او را بشنوید معنایش در ذهن شما حاضر می‌شود. اگر گفتند سواد یعنی سیاهی، در ذهن این می‌آید. این معنا در ذهن در عالم معنا قیام بنفسه دارد. اگر گفتند انسان آن معنا به ذهن می‌آید که در مقابل فرس و غنم و امثال دیگر است، قیام بنفسه دارد. چگونه معنای لفظ الانسان قیام بنفسه دارد، همینطور هم معنای لفظ سواد قیام بنفسه دارد، لفظ را که شنیدید مستقلا یعنی در غیر ضم ترکیب کلامی، لفظ را شنیدید اسم است، معنایش خطور می‌کند. این معنایش می‌شود معنای خطوری.

این را می‌دانید این سواد با این جسم که یک جسم در خارج جوهر است و سواد در خارج عرض است، اینها در خارج ارتباط دارند خودشان، آن ارتباط خارجی هست، در خارج اگر جسمی اسود بشود آن سواد به وجود خارجی مرتبط به آن جسم است، چونکه عرض است و عرض باید قائم به غیر بشود، قائم به جوهر بشود. این عرض در خارج مرتبط به جوهر است و لکن معنای لفظی که به معنای عرض وضع شده است، معنایش مثل لفظی است که در مقابل جوهر وضع شده است در عالم معنا مستقل هستند. این ارتباط عرض به جوهر در خارج این ارتباط، ارتباط خارجی است که ربما هم در کلمات از این ارتباط خارجی تعبیر به نسبت خارجی می‌شود. نسبت خارجیه یعنی واقع نسبت خارجیه آن حقیقت ارتباطی است که ما بین جوهر و عرض در خارج هست. این اختصاص به ارتباط عرض به معروض ندارد. عرض با سایر ملابساتش، معروض با سایر ملابساتش در خارج مرتبط هستند. ضرب در مسجد می‌شود، در روز می‌شود، در شب می‌شود. ضرب یک وقت به عصا می‌شود، یک وقت با دست می‌شود. تمامی ضرب اگر در خارج موجود شد از ضاربی، این با تمامی ملابساتش ارتباط خارجی دارد. ولکن اینکه می‌گوییم عصر، ظهر، یوم الجمعه، مسجد که اینها زمان و مکان هستند، اینها همه‌شان در عالم معنا استعمالی‌شان خطوری است مستقل هستند در عالم معنا. و لو اینها که اسماء امکنه و ازمنه هستند در عالم خارج اینها با آن عرض و معروض ارتباط خارجی دارند. آن ارتباط خارجی هست.

وقتی که اینگونه شد پس شما دیدید من اگر خواستم، خارج را برای شما حکایت کنم بگویم بر اینکه این حرکت، این ضرب، ضاربش زید است، الضرب حکایت می‌کند در عالم معنا از معنای مستقل، زید حکایت می‌کند از معنای مستقل، ولکن این ضرب اگر در خارج هست یک ارتباطی دارد با زید، گفتیم این ارتباط هست، در معنای کلام دال بر آن ارتباط چیست؟ در عالم کلام ارتباط نیست! چونکه گفتیم معانی اسماء همه‌شان مستقل بالذات هستند معانی ‌شان خطوری هستند. مرحوم نائینی(ره) می‌فرماید: ما باید کاری بکنیم که ما بین معنای ضرب زید یک ربطی ایجاد بشود، البته در عالم معنا ربط موجود بشود، در خارج ربط خودش حاصل است اگر ضرب در خارج موجود است از زید، اگر هم ضرب نیست، پس ضرب اصلا نیست. ما اگر بخواهیم این معنای لفظ ضرب با آن زید در عالم معنا ارتباط پیدا بکند باید در عالم معنا یک موجد ربطی بوده باشد. از اینجا معلوم می‌شود ایشان که می‌گوید حروف معنای ‌شان ایجادی است، یعنی چه؟ می‌گوید یک قسم از حروف که حروف نسبی است، آنها وضع شده‌اند که ایجاد ربط بکنند ما بین عرض و معروض در عالم معنا، نه در عالم خارج، در عالم خارج ربط خودش تکوینی است، در آن وعاء معنای لفظ این ربط را بین عرض و معروض ایجاد بکند، این ربط نبود و موجد این ربط حرف است. مثلا دار، خانه، زید هم اگر زید در خانه است ربط حاصل است و من بگویم که زید در خانه است باید فی بیاورم تا آن ربط ایجاد شود. والحمد لله رب العالمین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا