درس ۶۴: تبیین و توضیح استاد نسبت به مختار مرحوم نائینی در مورد حقیقت معنای اسمی و حرفی
در ادامه بحث وضع در حروف و اسماء مرحوم میرزا(ره) میفرماید: مرحوم نائینی(ره) کلامش به اینجا رسید که: اگر زید در خانه است، این ربط در خارج خودش حاصل است، اما اگر بخواهیم بگویم که زید در خانه است ما بین معنای لفظ دار و لفظ زید باید ربطی را بیاورم که (فی) است، زید فی الدار، (فی) آن ربط را موجود میکند. این ربط، ربط در عالم معناست، نه در عالم خارج. مثلش در خارج هم مثل ظل است به ذی ظل، نه اینکه این صورت اوست، یعنی اگر آن خارج نباشد این صورت نباشد. اینگونه نیست. این مثلش به آن نسبت خارجیه، به ارتباط خارجی که در خارج هست، مثل ظل است؛ مثل نقشی است که بر دیوار است. چگونه در دیوار یک نقشی کشیده میشود و در دست زید او یک شمشیر میگذارند، شمشیر در خارج در دست زید ممکن است اصلا نباشد، این نقش را اینگونه اختراعا جعل کرده است.
حروف هم کأنّ اینگونه هستند. ما بین دو تا معنای اسمی که دو تا معنایی که معنا خطوری هستند و مستقل بالذات هستند، حروف وضع شدهاند که ایجاد ربط کنند. ربط ظرفیتی. کأنّ یک ربط ظرفیتی که آن مثل سایه است، حقیقتا ظرف نیست، ظرف حقیقی در خارج است. این کأنّ سایه ظرف خارجی است، کأنّ آن حاکی و مرآه برای آن ظرفیت خارجی است. بدان جهت ربما این زید با خارج تطابق دارد، میشود صدق، اگر مطابق نباشد کلام کذب است. این مستعملفیه اش ایجاد ربط است کاری با ظرفیت خارجی ندارد. «فی» ما بین معنای دار و ما بین مدلول زید ربط میاندازد؛ ربط ظرفیتی. که فهمیده میشود، از این کلام که متکلم میگوید: ما بین معنای زید و معنای دار ربط ظرفیتی و مظروفیتی ایجاد میشود. این یک وقت در خارج موجود میشود، یک وقت در خارج موجود نمیشود. این در حروفِ نسبی.
و اما حروف غیر نسبی ایشان میفرماید در حروف غیر نسبی ایجاد است در خارج. در خارج ایجاد میکند. منتها چه چیز را؟ یک فرد از عنوان را. من وقتی که گفتم زید کالاسد یا وقتی که گفتم، یا زید، یا وقتی که گفتم أ زید قائم؟ یک فردی از نداء که معنای اسمی است، یک فردی از استفهام، یک فردی از جواب یک فردی از تشبیه که عناوین اسماء هستند، حرف را ایجاد میکنم، خلق میکنم، ایجادی است معنای حرف، ایجاد میشود حرف، نه در عالم معنا، در خارج ایجاد میشود. پس معانی حروف هم در حروف نسبیه و هم در حروف غیر نسبیه که ایجادی هستند اخطاری نیستند، حروف را تنها بشنوید هیچ چیز به ذهن شما نمیآید. اگر کسی گفت فی، هیچ چیز به ذهن نمیآید. و لکن باید زید فی الدار گفته بشود، حرف در ضمن ترکیب کلامی باید گفته بشود چون معانی حروف غیر استقلالی است باید حرف در ضمن ترکیب کلامی ذکر شود، حرف ما بین مدلول آن دو تا کلمه لفظ را ایجاد کند. و در آن مواردی که فرض کنید حروف غیر نسبی است حرف را در خارج موجود میکند. پس در حروف سنخ معنا، ایجاد است. در اسماء سنخ معنا، خطوری است. در آن معنا اصلا وجود اخذ نشده، دار که میگویم دار متصف میشود به وجود و عدم، متصف میشود به وجود خارجی، به وجود ذهنی. اصل وجود ماخوذ نیست در معانی اسماء. معانی حروف ایجادی است، منتها ایجاد ربط که در نفی هم این ایجاد ربط میشود. چونکه ربط کلامی در موارد حروف نافیه هم هست. اینکه میگویم نفی ربط است یعنی نفی کلامی ایجاد ربط است.
نهایتاً مرحوم نائینی(ره) میگوید: معانی اسماء اینها معانی اخطاریه هستند، یعنی اگر لفظی را که به او اسم اطلاق میشود، اگر آن لفظ را بگویند ولو در غیر ترکیب کلامی، به سماع آن لفظ معنایی در ذهن خطور میکند. و لکن بخلاف الحروف. حروف کلها معانی اخطاریه ندارند، یعنی اگر در غیر ضمن ترکیب کلامی حرفی اطلاق بشود مثل باء، از او معنایی در ذهن خطور نمیکند. حروف دو قسم هستند: یا حروف نسبیه هستند مثل لام، یا حروف غیر نسبیه هستند، مثل حرف نداء و حرف التشبیه و امثال آن، تمام اینها ایجادی هستند. مرحوم نائینی(ره) میفرماید: اسماء ولو در خارج معنای وجودش، وجود عرضی است مثل بیاض و سواد و حرکت و قیام و قعود، این اعراض در عالم مفهوم، مفهومشان مستقل است بالذات، یعنی وقتی که شما لفظ قیام را شنیدید معنایی که آن معنا در مقابل معنی حروف است به ذهن شما خطور میکند. آن عرض خارجی است که قائم به معروض است، و لکن معنای لفظ القیام مثل معنای لفظ الحجر در عالم مفهومیت مستقل هستند بالذات. یعنی چطور از مفهوم حجر در سماعش و لو در غیر ضمن ترکیب معنایی خطور میکند، همانطور اگر لفظ قیام را بشنوید و لو در غیر ضمن ترکیب کلامی معنا خطور میکند.
پس معنای قیام با معنای فرض کنید انسان در عالم مفهوم ربطی ندارند. و لو در خارج قیام خارجی که آن وجود خارجی قیام است او با انسان مرتبط است. انسان است که پا میشود، قیام خارجی قائم به انسان است، ارتباط دارد. ارتباطشان این است که یکی عرض است بر دیگری و آن دیگری معروض است. آن ارتباط خارجی حاصل است. و لکن در عالم مفهوم و معنا ارتباط نیست. چونکه ارتباط خارجی را وجود خارجی درست کرده است. و وجود خارجی نه در معنای لفظ الانسان ماخوذ است نه در معنای لفظ القیام ماخوذ است. نه وجود خارجی نه وجود ذهنی، نه وجود، نه عدم هیچکدام در معنا ماخوذ نیست. بلکه چه وقت در عالم مفهوم و معنی ارتباط حاصل میشود وقتی حرف بیاید. یأتی انشاء الله به همان طبیعی القیام است.
والحمد لله رب العالمین.