درس ۹۸: حسن طبعی استعمال لفظ در معنای مجازی

آیا مجازات احتیاج دارد به وضع وضعا شخصیا او نوعیا، این بحث موقوف است به ثبوت امرینی که هیچکدام از آن دو امر ثابت نشده است. آن دو امر این است:

اول: اینکه ما باید قبول بکنیم که ما در استعمالات داریم لفظی که وضع شده است به یک معنایی، آن لفظ در غیر آن معنا هم استعمال می‌شود. باید این را ما قبول کنیم که اینگونه استعمالی داریم که لفظی که وضع می‌شود به یک معنایی، او در محاورات در معنای آخر هم استعمال می‌شود، تا بعد بحث کنیم که احتیاج به ترخیص دارد یا بالطبع است. و لکن اگر کسی گفت لفظی در محاورات نداریم که او در غیر معنای حقیقی اش استعمال بشود. همیشه لفظ در معنای حقیقی استعمال می‌شود، و لکن آن معنای حقیقی ربما تطبیق می‌شود به شیئی که آن تطبیق ادعائی است، نه اینکه استعمال اللفظ در معنا استعمال لفظ در غیر معنای موضوع‌له است. آن کسی که فرض کنید فردا زمستان چغندر می‌فروشد روی گاری خود می‌گوید بیا این قند و شکر است بیایید بخرید، اینکه می‌گوید این قند و شکر است لفظ قند و شکر را در معنای چغندر شیرین استعمال نکرده است، این قند را در همان معنای حقیقی اش استعمال کرده است، سکّر را آن عرب در همان معنای حقیقی اش استعمال کرده است، منتها اینکه می‌گوید این قند را ببر این تطبیق است، تطبیق می‌کند آن معنا را به غیر فرد حقیقی خودش به جهت اینکه در این تطبیق عنایتی هم دارد. یک عنایت این است که این فرد، یکی از خواص آن فرد حقیقی را دارد که مشابه با آن است و آن شیرینی است که وجود دارد، سکاکی در استعاره این مطلب را گفته است، کأنّ سکاکی هم مطلقا گفته است در استعمالات مجازیه، که هیچ وقت لفظ در غیر معنای موضوع‌له اش استعمال نمی‌شود. می‌گوید مرد که تطبیه به زن می‌شود به جهت اینکه اظهر خواص مرد که غیرت و شجاعت است بما اینکه در این زن هست تطبیق به زن می‌کند. این ادعا و تنزیل در تطبیق است. و الا لفظ در همان معنای موضوع‌له استعمال شده است.

می‌فرماید: اگر شما بخواهید این حرف را باور کنید که همیشه لفظ در همان معنای حقیقی استعمال می‌شود و عنایت در تطبیق است، شما ببینید دو تا استعمال را کسی بگوید الرجل الشجاع اسدٌ یا بگوید زید فرض کنید اسدٌ، تعیین هم بکنید فردش را، زید یک پهلوانی است که همه می‌شناسند به او خطاب می‌کند زید اسدٌ، فرق است ما بین این استعمال و ما بین اینکه بگوییم زید رجل شجاع، چون آنها می‌گویند اسد در معنای رجل شجاع استعمال شده است. فرق است ما بین اینکه بگوییم زید اسد یا بگوییم زید رجل شجاع، یا فرق است بگوییم که وجه زید قمرٌ یا بگوییم که وجه زید وجه حسن، اینها در مبالغه فرق دارد. اینکه می‌گویند قمر را، معروف اینگونه می‌گویند که ‌قمر را در معنای وجه حسن استعمال کرده است. اگر بگوییم وجه زید قمرٌ فرق است با اینکه بگوییم وجه زید وجه حسن. وجه زید قمر متکفل مبالغه است و لکن وجه زید وجه حسن مبالغه ندارد. زید اسدٌ مبالغه دارد اما زید رجل شجاع مبالغه ندارد. پس این فرق از کجا آمد؟ فرقش این است که در زید اسدٌ، اسد در همان معنای حیوان مفترس استعمال شده است، تطبیق کرده کانّ این فرد آن حیوان مفترس است، کسی از دستش خلاص نمی‌شود، شجاعتش مثل اسد است. یا کانّ خود قمر است، این مبالغه دارد. و لکن وجهه وجه حسن مبالغه ندارد.

پس ما باید ملتزم بشویم که ما استعمالات مجازی که لفظ در غیر موضوع‌له استعمال می‌شود، اینگونه استعمالی داریم. به خلاف اینکه ملتزم شویم ‌اصلا اینگونه استعمالی نداریم و همیشه لفظ در موضوع‌له استعمال می‌شود، ‌تطبیق به غیر موضوع‌له بالعنایه و المجاز است.

این امر اول.

امر دومی که باید به او ملتزم بشوید که ملتزم به او هم نمی‌شویم، این است که بگوییم وضع در الفاظ، که الفاظ وضع به معانی می‌شود، وضع به معنای تعهد نیست. وضع یک معنای دیگری دارد، آن معانی که گفتیم نحو اختصاص یا آن حرف‌هایی که سابقا گذشت در تعریف الوضع. وضع را به معنای تعهد نگیریم، و الا اگر وضع را به معنا تعهد گرفتیم دیگر این بحث مورد ندارد. چرا؟ چونکه اگر وضع را به معنا تعهد گرفتیم هر مستعملی واضع است، چونکه هر کسی که هر لفظ را استعمال می‌کند آن مستعمل متعهد است که اگر این لفظ را بلاقرینه و خالیا عن القرینه ذکر کرد، ‌مرادش همان معناست، هر وقت حمار را گفت و قرینه‌ای در بین نبود ‌لامقالیه و لاحالیه، مراد از آن حیوان مخصوصی است که در مقابل انسان و فرس است. این شخص متعهد که اینگونه متعهد شده است، تعهدش در صورتی است که دال آخر نباشد و لفظ حمار را بگوید بدون اینکه در بین دال آخری بوده باشد حالیه کانت او مقالیه. و از این شخص اگر بپرسید اگر این را با قرینه ذکر کردی و آن قرینه دیگری در بین بود مرادت چیست؟ می‌گوید بر اینکه مرادم معنای مناسب است. این می‌شود وضع نوعی. باید ملتزم بشویم به وضع نوعی. یا تعیین می‌کند که مثلاً فلان شیء را که می‌گویم مرادم آن است، این می‌شود وضع شخصی.

اگر ما گفتیم وضع بمعنی التعهد است لامحاله باید ملتزم بشویم که استعمال مجازی بالوضع است، یعنی به تعهد است. آن مستعمل متعهد شده است که این لفظ را با قرینه گفتم مراد معنای مناسب است که می‌شود وضع نوعی، یا مرادم فلان چیز است این می‌شود وضع، وضع شخصی.

پس این دو امر را اگر ما ملتزم شدیم که ما استعمالات مجازی داریم و هکذا ملتزم شدیم که وضع به معنا غیر تعهد است، آنجا بحث می‌آید که آیا این استعمالات مجازی بالوضع است او بالطبع. والحمد لله رب العالمین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا