درس ۴۹ – اقسام وضع

گفتیم: حقیقت وضع، جعل اللفظ علامتاً للمعنی ومعنی اگر کلی شد، معنی را به دو نحو می‌توان لحاظ کرد:

۱- معنای کلی با هو کلی یصلح انطباقه علی الکثیرین.

۲- معنای کلی را لحاظ می‌کنند در مقابل سایر معانی، یعنی از معنای کلی را در مقابل شجر و بقر و… در نظر می‌گیرد.

بعد از بیان اینکه گفتیم حقیقت وضع جعل اللفظ علامت بر معنی می‌گوییم: معنا اگر کلی شد در کلی دو جهت هست: تاره این جهتی هست که این کلی معنایی است در مقابل سایر المعانی. و معنای لفظ الانسان، معنایی است در مقابل معنای لفظ الشجر و البقر و هکذا، به این لحاظ اگر لفظ را وضع کند در مقابل سایر المعانی این می‌شود وضع عام و الموضوع‌له العام. وضع عام است یعنی معنای ملحوظ کلی است و قابل انطباق علی کثیرین است. موضوع‌له عام است برای اینکه همان معنایی که قابل صدق علی کثیرین است، به همان جهتش که معنای کلی است در قبال سایر معانی الکلیه لفظ به او وضع شده است موضوع‌له او هم کلی می‌شود.

و اخری این معنای کلی که لحاظ شده است در این جهت دیگری هست. و آن جهت دیگر این است که این افرادش را نشان می‌دهد. این وضع به آنها است. شما وقتی که لفظ آب را می‌شنوید، نگاه کردن شما به آن معنای لفظ الماء مثل نگاه کردن به آینه است. شما دو طور می‌توانید به آینه نگاه کنید: یک وقت رفته‌اید به بازار می‌خواهید یک آینه‌ای بخرید، چونکه فرض کنید زفاف ولد مبارکتان هست، یک آینه‌ای می‌خرید برای زفافش. به این ور آینه، به آن ور آینه، به این طرف، به آن طرف، به آن شیشه‌اش که ضخیم است نگاه می‌کنید. نگاه‌های شما به آینه، نظر استقلالی است، نظر شما به آینه چون متاعی است از امتعه و فروخته می‌شود و شرائش مورد غرض شما است به این چشم نگاه می‌کنید. و اخری فرض بفرمایید، می‌خواهید وضو بگیرید به آینه نگاه می‌کنید که حاجبی نباشد، نگاه می‌کنید که حاجبی در صور‌تان نبوده باشد که مانع از وصول الماء الوضوء یا ماء الغسل به بشره بشود. اینکه نگاه به آینه می‌کنید این نظر، نظر فنایی است، نظر، نظر آلی است. به صورتتان نگاه می‌کنید، و لو به آینه نگاه کرده‌اید و لکن نظر به آینه نظرش آلی است، به صورت‌تان دارید نگاه می‌کنید.

کلی هم همین گونه است. کلی تاره بما هو معنی من المعانی لحاظ می‌شود، لفظ به این لحاظ به او وضع می‌شود. می‌شود وضع عام موضوع‌له عام. و اخری کلی را آلهً به لحاظ افراده لحاظ می‌شود. چگونه شما حقیقتا به آینه نگاه می‌کنید و لکن صور‌تان را می‌بینید، نظرتان به آن صورت‌تان هست، اینجا هم که نگاه به این معنا می‌کند واضع و معنا را لحاظ کرده، به این معنا و به این طبیعی و کلی افرادش را می‌بیند، وجوداتش را می‌بیند، مصادیقش را می‌بیند. تاره لفظ را وضع می‌کند به آن مصادیق، یعنی به کلی بما هو وصف للمصادیق و بما هو آله للحاظ الافراد. آنوقت وضع عام می‌شود، چونکه کلی را لحاظ کرده. و لکن موضوع‌له خاص است چونکه حقیقتا آن افراد و مصادیق موضوع‌له هستند. به کلی، آلی نگاه شده است، حقیقیتا منظور نظرش آن مصادیق و افراد است. چگونه حقیقتا منظور نظر ما نگاه به صور‌تان بود و لو به آینه نگاه می‌کنید، چه آینه را بخرید چه به صورتتان نگاه بکنید به آینه نگاه می‌کنید در هر دو نگاه کردن است، لکن آن کیفیه اللحاظ مختلف است، یک وقت لحاظش به نحو الفناء در صورت است، یک وقت نه، آن نگاه کردن به آینه بما هو هو است. اینجا هم آن معنای کلی را واضع تاره بما هو هو یعنی در قبال سایر المعنای لحاظ می‌کند، و به ذات معنا وضع می‌کند، و اخری نه، آن کلی را که لحاظ کرده، معنای کلی را، با آنها مصادیق را می‌بیند و موضوع‌له آن مصادیق است، می‌شود وضع العام، چون معنای کلی تصور شده است. موضوع‌له الخاص چونکه به معانی جزئیه وضع شده است. این می‌شود وضع عام موضوع‌له خاص.

کلام کفایه را معنا می‌کنم، بعضی‌ها در ما‌نحن‌فیه گفته‌اند ممکن است قسم رابعی بر وضع تصور بشود که اسم او وضع خاص و الموضوع‌له العام است. عکس این صورت اخیره. وضع خاص و الموضوع‌له العام است. مثال زده‌اند فرض کنید کسی از بیابانی یا خیابانی می‌رود، از دور یک شبحی می‌بیند که می‌آید، یا فرض کنید نمی‌آید ایستاده است، فرق نمی‌کند. این شبح شیء را که می‌بیند اونی که در خارج موجود است جزئی حقیقی است، برای اینکه کلی که در ما‌نحن‌فیه در خارج بما هو کلی موجود نمی‌شود، موجود در خارج از تشخص جدا نمی‌شود، و بما اینکه از تشخص جدا نمی‌شود آن شبهی را که می‌بیند واقعش جزئی حقیقی است. و لکن آن جزئی حقیقی نمی‌داند که عنوانش چیست، چونکه دور است درست تشخیص نمی‌دهد. خب می‌گوید من آن شبح را لحاظ می‌کنم. می‌گوید من این لفظ را وضع کردم به آن کلیِّ قریبی که منطبق به اوست. یا این لفظ را وضع کردم به کلیِّ بعیدی که منطبق بر اوست. در ما‌نحن‌فیه لحاظ کرده جزئی خارجی را. و لکن وضع کرده است لفظ را بر کلی او. آن شبح فرض بفرمایید کلی قریبش بقر بود یا غنم بود، این لفظ را به او وضع کرده؛ به آن عنوان وضع کرده است. موضوع‌له هم عام می‌شود. چونکه به کلی وضع کرده است. وضع خاص موضوع‌له عام. والحمد لله رب العالمین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا