درس ۹ – عدم دخل خصوص عرض ذاتی در موضوع هر علمی
پس علی هذا این دو مطلبی که شما فرمودید که تمایز علوم به اغراض است و اغراض یعنی پیش مدون و آن کسی که علم را تدوین میکند و مدون آن مسائلی را از علم قرار میدهد که آن مسائل دخل در آن غرض دارند، خود این با التزام بر اینکه هر علمی موضوع دارد و در او بحث از عوارض ذاتیه میشود، اینها با همدیگر تهافت دارد.
بعد از اینکه ایشان این حرفها را فرموده، در کلامش یک جملهای دارد خواسته است کبری را به علم اصول تطبیق کند. چون کبرایی را که گفت موضوع کل علم ما یبحث فیه عن عوارضه الذاتیه خواسته است این کبری را به علم اصول تطبیق کند، قبل از تطبیق یک جملهای گفته است، کلام من در آن جمله است. فرموده است ثم ان موضوع العلم، که کلی میشود، انطباقش بر موضوعات مسائل انطباق الکلی علی فرده و الطبیعی علی مصداقه میشود، ثم این جامع ما بین موضوعات مسائل عنوان خاصی ندارد، یعنی تصور تفصیلی نشده است که برای او اسم خاصی وضع بشود. مثلا در علم اصول آن جامع ما بین موضوعات را لحاظ کردیم اسمش را کلمه گذاشتیم مثلا. نه، لزومی ندارد. موضوع علم آن طبیعی است که قهرا آن جامع هست و منطبق بر موضوعات مسائل میشود. چه او را ما تفصیلا تصور کردیم و به او یک اسمی بگذاریم یا اینکه نه، اسمی نگذاریم.
بعد پشت سر این فرموده است پس موضوع علم اصول همان طبیعی است، آن طبیعی است که منطبق میشود بر موضوعات مسائل علم اصول و در علم اصول از عوارض ذاتیه او بحث میشود.
خب از ما ذکرنا معلوم شد که این حرف درد را دوا نمیکند. چونکه یکی از موضوعات مسائل این است که ملازمه بین الایجابین ثابته ام لا، که خودتان تصریح کردید که موضوع مسأله ملازمه است و بحث از ثبوت او است. خب وقتی که اینگونه شد در مانحنفیه گفتیم ثبوت نسبت به ملازمه مفاد کان تامه است، بحث از عوارض ذاتیه نیست. چگونه میگویید که پس موضوع علم اصول آن جامع کلی است که منطبق میشود بر موضوعات مسائل علم اصول و در علم اصول از عوارض ذاتیه او بحث میشود؟ این حرفها نیست.
میخواهم چه بگویم چه نتیجه بگیرم؟ حرف ما این است: علوم که تمایز دارند با همدیگر، این تمایزشان پیش مدون یعنی آن کسی که مسائل علم را جمع میکند و کتاب مینویسد و تألیف کتاب میکند، پیش مدون العلم که مسائل علم را جمع میکند، این علوم علی ضربین هستند، همهشان یک شکل نیستند:
تاره آن علوم آنها خودشان مقصود بالذات نیستند، آن مسائل علم به آنها و به نتیجه آنها، نتیجه آنها مقصود بالذات نیست. بلکه آن اثری که مترتب است بر علم به آن مسائل، او مطلوب است. مثل غالب علوم که علم النحو همینجور است که الفاعل مرفوع فی نفسه مطلوب نیست. ما میخواهیم یک عملی داشته باشیم که به واسطه دانستن او موقع حرف زدن غلط نگوییم. آن تمکنی که هست آن تمکن و غایه العلم و غرض از علم او مطلوب بالذات است نسبت به نظر مدون. میخواهد آنهایی که دخل در آن غرض دارد، آن مسائل را جمع کند.
این بلاشبهه حرف آنی است که صاحب کفایه فرموده است، این مدون آن مسائلی که دخل در این غرض دارد اینها را جمع میکند. موضوعات مسائل با همدیگر اختلاف داشته باشند، محمولات مسائل با همدیگر اختلاف داشته باشند فلیکن. دو مسأله موضوعش یکی بشود یا نه، فرض کنید دو مسأله محمول در هر دو تا یکی بشود عیب ندارد. بعد از اینکه غرض مترتب بر آن مسأله شد، آن مسأله را از علم قرار میدهیم.
اینجاست که ما میگوییم که در اینجا دیگر حساب این نمیشود که نسبت به موضوع این مسأله این محمول عرض ذاتی شد یا اصلا عرض غریب شد. اگر عرض غریب هم بشود، آن غرض مترتب بر آن مسأله بشود آن مسأله را از مسائل علم اصول قرار میدهد. عرض شد یا نشد، مفاد کان ناقصه شد یا تامه شد، نه آنها دخل ندارد در تعریف العلم. در تعریف العلم آن مسائلی را باید جمع بکند که آن غرض مترتب بر او میشود و لو بحث در آن مسأله بحث از مفاد کان تامه بشود.
این یک قسم از علوم.
یک قسم از علوم است که اصل علم به مسائل آن علم مطلوب بالذات است به نظر مدون. غرضی بر آنها مترتب نمیشود، خود علم به مسائل غرض است. مثل چه چیز؟ علم تاریخ همینجور است. این سلاطین و زعماء و رؤسایی که بودند در بلاد، حالات اینها را شخص در علم تاریخی که هست، جمع میکنند که فلان کس کار خوب کرد بد کرد، اینگونه بود آنجور بود، رعیتش اینگونه بود، اینها را مینویسد دیگر. ملاک در تدوین علم تاریخ چیه؟ امتیاز علم تاریخ از علم اصول چیه؟ غرض است؟ ملاک علم تاریخ از علم جغرافیا چیه؟ علم جغرافیا هم همینجور است دیگر. آنجا غرض مترتب نیست. فقط انسان میخواهد این بلادی که هست اینها را معرفت پیدا بکند، به کیفیت اینها، هوای اینها، اوضاع اینها. خب این امتیاز علم تاریخ از علم جغرافیا چیست؟ اینجا مایز چیست؟ خب اینجا نمیشود گفت مایز غرض مترتب بر این مسائل است. غرض مترتب بر علم نیست. خود علم به مسائل غرض اولی است. اینجا چیست پیش مدون؟ پیش مدون امتیازش به واسطه موضوعات است دیگر.