درس ۱۰ – تفاوت بین غرض مشیر و غرض عنوانی در تعریف صاحب کفایه
استاد میفرماید مرحوم آخوند شما فرمودید: این در مطلب با هم تهافت دارد. بعد شما فرمودید: وقتی که شخص میخواهد تاریخ بنویسد یعنی اشخاصی که ریاست کردند در بلاد، احوال آن اشخاص را بنوسید با رعیت چه کردند، چه غلط کاریهایی کردند، اینها را بنویسد، دیگر کاری به زمین ندارد که فلان زمین آب دارد نهر دارد، فلان جا کوه نیست، مساحتش چقدر است. کاری به آن ندارد. پس این موضوعات مسائل چه میشود؟ وقتی که آن اشخص را از اول شروع کرد از زیدی که اول آمده و سلطنت کرده است رئیس شده شروع کرد تا رسید به آن شخص آخری. جامع ذاتی ما بین اینها چیه؟ در این علم به آن مسئله دخیل است، یعنی غرض مابین آنها نیست، بلکه غرض علم به خود مسائل است، یعنی مسئله را بداند که فلان شخص در تاریخ چه کرده است و آن با علم به ان مسئله حاصل میشود و لذا جامع عنوانی به عنوان مشیر است، چون غرض متعلق گرفته است به علم به آن مسئله، یعنی غرض خودش علم به مسائل است.
پس علی هذا یا مرحوم آخوند! اولا این فرمایش شما در موضوع العلم با آنی که در تمایز علوم گفتید منافات دارد، تهافت دارد.
و ثانیا اینکه علوم تمایزش را به اغراض تکوینی گرفتید علی الاطلاق، این درست نیست. علوم هم علی ضربین هستند. علومی هستند که آنها نسبت به غرض علم جنبه صناعت دارد، آنجا بله تمایز پیش مدون همان اغراض است علی ما بیناه، مثل الفاعل مرفوع و المفعول منصوب، و اما نسبت به آن علومی که در آن علوم غرض مترتب بر آنها نیست، مثل علم تاریخ و جغرافیا که علمِ به مسائل، خودش غرض اولی و غرض اولی در نفس مدون هست، آنجا تمایز بلااشکال به موضوعات مسائل میشود. یعنی مسأله علم تاریخ از مسأله علم جغرافیا جدا میشود نه به واسطه موضوع علم. ما موضوع علم را منکر شدیم. بلکه موضوعات مسائل. چونکه این موضوعات مسائلی که هست از اشخاص صحبت میکند. زمین از اشخاص نیست در جغرافیا هم از زمین صحبت میکند. بدان جهت از همدیگر امتیاز پیدا کردند.
بله یک جامع عنوانی را در نظر میگیرد مدون ما بین موضوعات، که رؤساء فی البلاد فی العصور المتتالیه این عنوان انتزاعی را میگیرد او را عنوان مشیر قرار میدهد بر موضوعات المسائل، و لکن این فقط عنوان المشیر است کما ذکرنا و غرض مدون علم نمیشود.
محصل ما ذکرنا در این مقام این شد: اینی که صاحب کفایه فرموده است ما بین موضوعات مسائل در علوم لامحاله جامعی میشود که آن جامع انطباقش بر موضوعات المسائل انطباق الکلی علی فرده و الطبیعی علی مصداقه هست و آن جامع موضوع العلم حساب میشود که جامع بین موضوعات المسائل است این حرف اساس و بنیان تامی ندارد.
بله، کما ذکرنا ما بین موضوعات المسائل جامع عنوانی میشود و لکن مسائل علم در این مدخلیت ندارد. هر متعددی را شما در عالم حساب بکنید آن متعدد یک جامع عنوانی هست که بر آن متعدد منطبق میشود و آن جامع عنوانی غیر از مسأله جامع ذاتی است. ربما جامع عنوانی منطبق میشود هم بر جوهر و هم عرض، و حال آنکه جامع ذاتی ما بین جوهر و عرض متصور نیست.
و این را هم بیان کردیم آخوند که فرموده است تمایز العلوم در مسائل این به واسطه غرض تدوین است، این حرف در غالب العلوم که بر آنها غرضی و ثمرهای مترتب است حرف صحیحی است. ولکن لا فی کل العلوم، این کلیتی ندارد. در آن علومی که معرفت به مسائل خودش غرض هست، دیگر آنجا تمایز علوم در مسائل به واسطه غرض تدوین محقق نمیشود، چون ثمره در علم به خود مسائل آن علم است و معرفت خود مسائل مطلوب مدون است، آنجا تمایز ما بین آن علم از آن علمی که این سنخ است آنجا هم مطلوب معرفت مسائل است آنجاها ملاک تمایز خود مسائل است، موضوعات مسائل. کما ذکرنا.
در مقام یک امری باقی مانده است و او را مناسب است ما هم متعرض بشویم:
بعضیها گفتهاند تمایز علوم به تمایز موضوعات است، موضوعات العلوم. او را گذاشتیم کنار گفتیم که نه، این حرف درست نیست، اصل علوم ممکن است موضوع نداشته باشد به آن معنا. و بعضیها هم گفته بودند تمایز علوم به حسب الاغراض است. آن را هم بحث کردیم. بعضیها فرمودند بر اینکه تمایز العلوم به واسطه آن جامع ما بین المحمولات است. هر علمی مرکب از مسائل است، مسائل قضیه کلیه است، یک موضوع دارد یک محمول دارد. مرحوم آخوند جامع را ما بین موضوعات المسائل میگرفت و میگفت یک طبیعی و یک جامعی هست که منطبق میشود بر موضوعات المسائل. این قائل جامع را از محمولات مسائل گرفته است و فرموده است بر اینکه تمایز علوم به واسطه آن جامع ما بین محمولات المسائل است. که مرحوم بروجردی; ایشان اصرار دارد که این حرف، حرف صحیحی هست و موضوع علم هم که قدماء گفتهاند تمایز علوم به تمایز موضوعات العلم است، مرادشان هم از موضوع العلم این جامع ما بین محمولات است. موضوعات العلم را که صاحب کفایه برده است به جامع ما بین موضوعات المسائل این کانّ اشتباه است، گفتهاند: مراد از موضوع العلم آن جامع ما بین محمولات است. مرحوم بروجردی; فرمایش عریض و طویلی دارد که ملخصش را بیان میکنیم تا ببینید که این حرف هم مثل حرف مرحوم آخوند اساس صحیحی و بنیان قوی ندارد.