درس ۵۲ – مختار مرحوم فشارکی در قسم وضع خاص، موضوع له عام و اشکال استاد نسبت به آن

هنگامی که شما می‌گویید: الانسان نوع، معنای لفظ الانسان بما هو در مقابل معنای لفظ بقر و غنم لحاظ شده است که الانسان نوع است تارهً اینگونه لحاظ می‌شود در این صورت دیگر مال افراد نیست، انسان خارجی نمی‌تواند نوع بشود. این حکم است بر معنا بما هو معنی، یعنی تارهً واضع لفظ را در نظر می‌گیرد بما هو و تارهً واضع آن لفظ را در نظر می‌گیرد مرآتاً لافراده ومصداقاً لافراده، یعنی در یکی آن معنا در مقابل سایر الانواع لحاظ شده است و اخری به عنوان مرآتاً لافراده. در این دو صورت لحاظ فرق می‌کند. بدان جهت وضع عام موضوع‌له العام، و وضع عام موضوع‌له الخاص واضع آن معنای واحد یک بار می‌تواند لحاظ بکند که فانی در افراد بشود وضع عام موضوع‌له خاص می‌شود و یک بار هم بما هو هو لحاظ می‌کند می‌شود وضع عام و موضوع له عام، اینکه با مثال شبحی از دور دیدید، وضع عام موضوع له خاص می‌شود این درست نیست. در هر حال شما در وضع خاص موضوع له عام می‌گفتید: آن کلی را لحاظ کرده‌ایم ثانیا و لفظ را به او وضع کرده‌ایم. با این وصف که گفته‌اید باید بگویید: وضع عام موضوع‌له عام است. پس کم فرقٌ ما بین وضع عام و موضوع‌له الخاصی که ما می‌گوییم و ما بین وضع خاص و موضوع‌له العامی که مرحوم سید فشارکی معروف است از ایشان و قبل از ایشان هم شاید گفته‌اند. در هر حال این دو مورد با هم قیاس نمی‌شوند و نهایت وضع خاص موضوع له عام که ادعا شده این است که وضع عام و موضوع له عام است.

فرض بفرمایید که با رفیقتان صحبت می‌کنید، سر شیر حوض و وضوء می‌گیرید، و توجه تفصیلی به وضوء‌تان هم ندارید، یعنی توجه هست اما تفصیلا نیست. وهکذا نماز را به جا می‌آوری یک دفعه متوجه می‌شوی که نماز را تمام کردی. شما این اجزاء صلاتی را لحاظ می‌کردید و اتیان می‌کردید؟ یقیناً همینطور است. اگر کسی از شما می‌پرسید که چکار می‌کردی، جواب می‌دهی نماز می‌خواندم. بدان جهت در اراده و قصد عمل همین مقدار کافی است، لازم نیست لحاظ تفصیلی باشد. در ما‌نحن‌فیه هم اینگونه است می‌گویم، حقیقتا شما آنجا نماز را اراده و لحاظ کرده بودید، ولکن لحاظش لحاظ ارتکازی بود. عرض می‌کنم در ما‌نحن‌فیه این شخصی که این معنا را لحاظ کرده است، معنا را تصور کرده است، این حقیقتا لحاظ کرده معنا کلی را، منتها التفات تفصیلی به آن معنا ندارد. نظرش آلی است به آن معنا، از آن معنا وجودات و مصادیق را می‌بیند.

و لذا می‌گوییم: اقسام وضع سه تاست: وضع الخاص و الموضوع‌له الخاص، و الوضع العام و الموضوع‌له العام، و الوضع العام و الموضوع‌له الخاص.

برای اینکه شما یقین کنید و به قلب تصدیق کنید که وضع العام و الموضوع‌له الخاص ممکن است به آن نحوی که اینها گفته‌اند، و در هر دو صورت (یعنی در وضع عام و الموضوع‌له العام و در وضع العام و الموضوع‌له الخاص)، فقط یک معنا متصور و لحاظ می‌شود که آن معنای کلی است که عنوان کلی به او حمل می‌شود، کلی بر دو نحو لحاظ می‌شود، تاره این کلی لحاظ می‌شود بما هو معنی من المعانی در مقابل سایر المعانی و سایر الکلیات، که در این صورت لفظ وضع بشود به این معنا، وضع عام و موضوع‌له العام می‌شود. و اخری لفظ وضع می‌شود به همین کلی، ولکن لا بما هو معنی من المعانی. بلکه به جهت اینکه این، وجه وجودات است، وجه است برای افراد، که از این صورت موضوع له خاص می‌شود می‌گویید اما بما هو وجه للافراد و وجه للمصادیق. در حقیقت موضوع‌له می‌شود افراد.

برای اینکه این را یقین و تصدیق کنید شما وضع در اعلام را ملاحظه بفرمایید. لفظ زید را پدر زید به چه چیز وضع می‌کند؟ قهرا شما باید بگویید زید را وضع کرده است به آن وجود خارجی که دیشب از آن رحم مادر به این عالم آمده است. این وضع کردن لحاظ می‌خواهد بدون لحاظ نمی‌شود. لحاظ این موجود خارجی به چه چیز است؟ لحاظش غیر از این است که صورتی از او در نفس منقّش می‌شود؟ صورتی در خارج از آن خارج در افق نفس می‌افتد؟ که حقیقتا آن وجود خارجی که به نفس نمی‌آید به ذهن نمی‌آید، موطن او خارج است، این صورت است که به نفس می‌افتد. و لکن شما این صورتی که به نفس افتاده است با او عین خارجی را ملاحظه می‌کنید. از این صورت می‌گذرید به آن عین خارجی، می‌گویید سمیت ولدی، ولد شما آن عین خارجی است نه صورت او، و لکن به این صورت او را می‌بینید. هیچ تشریف برده‌اید به قبرستان به این مقبره‌هایی که هست؟ یک وقت عکس یک مرحومی را انداخته‌اند آنجا، به رفیقتان می‌گویید عجب دنیایی است این فلان کس است. اینکه فلان کس نیست این نقش است، و لکن شما این نقش را که ملاحظه می‌کنید این صورت را بما هی مرآه کأنّ عین خارجی را که کأنّ آن مرحوم را شما می‌بینید به این لحاظ. می‌گویید عجب آدمی بود این. والحمد لله رب العالمین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا