درس ۷۵: معنای اختلاف اخبار و انشاء در شرط الوضع

صاحب کفایه فرمود: این موجوداتی که در خارج موجود می‌شوند اینها صوری در نفس دارند و مراد را خدمتتان بیان می‌کنم: یعنی معانی همان صور هستند. اینهایی که در خارج هستند، اینها در خارج صوری دارند. ما فعلا کلام‌ مان در صور مرکبات است نه مفردات. مثلا اینکه در خارج قیام، قائم با زید است، آن ثبوت خارجی است، قیام در خارج ثابت به زید است، آن ثبوت خارجی یک نحو ثبوتی است. زید در خارج می‌زند، این زدن قائم با زید است در خارج، یعنی ضرب ثابت بر زید است ولکن این ثبوت، ثبوت صدوری است و یا بیاض ثابت بر جسم، این هم یک نحو ثبوت است، لکن ثبوت حلولی است. مثلا در خارج قتل که در مسجد واقع می‌شود، برای این مسجد ظرفیت خارجیه ثابت است، این فعل در این مکان واقع می‌شود. این تلبس مکان به فعل یک نحو از تلبس است، تلبس زمان به فعل یک نحو از تلبس است، تلبس حالت به فعل یک نحو از تلبس است. تمام اینهایی که در نفس‌ هستند، لها صور عند النفس.

کلام مرحوم کفایه این است که: آن صورتی که جمله خبریه در آن صورت استعمال می‌شود و وضع به آن صورت شده است، بعینه همان صورتی است که جمله انشائیه به او وضع شده است هیچ فرقی ندارد. شما اگر بگویید به کسی اضرب زیدا، کس دیگری هم بگوید بر اینکه، اطلب منک ضرب زید، اطلب را در مقام اخبار بگوید نه در مقام انشاء، اطلب منک ضرب زید، اطلب منک ضرب زید که می‌گوید، آن یکی هم که اضرب می‌گوید، مستعمل‌فیه این دو تا کلام یکی است. او چیست؟ طلب که ثابت می‌شود از طالب آن کسی که آمر است طلب از او ثابت می‌شود، ثبوت یک تلبسی دارد، با آن طالب، یک متعلقی هم دارد که طلب وجود ضرب است وجود قتل است، وجود را می‌خواهد. وقتی که من می‌گویم اطلب منک ضرب زید، این استعمال شده است در آن ثبوت الطلب للطالب، به همان صورت که صورت ثبوت طلب للطالب است، چون یک صورتی دارد که به آن صورت وضع شده است، اضرب هم به همان صورت وضع شده است، به همان صورت نفسیه که از او تعبیر به معنا می‌کنیم، لفظ اطلب منک ضرب زید که خبر است وضع شده است، اضرب هم به همان معنا وضع شده است. اختلاف اینها فقط در ناحیه وضع است. چرا؟ برای اینکه من آن صورت ثبوت طلب را که در ذهن شما حاضر می‌کنم، دو تا داعی می‌توانم داشته باشم: یک وقت این صورت را در ذهن شما حاضر می‌کنم که از ذی الصوره حکایت ‌کند. یک وقت این صورت را در ذهن شما حاضر می‌کنم که صورت ذی الصوره پیدا کند، یعنی ثبوت واقعی موجود بشود، صورت ذی الصورتش موجود بشود. هر وقت خواستم طلب را در خارج موجود کنم که آن صورتِ ثبوت الطلب للطالب این صورت در خارج موجود بشود، می‌گویم اضرب یا می‌گویم اطلب منک الضرب، اطلبُ انشائی که قصد انشاء می‌کنم. و هر وقت خواستم نه، این صورت از ذی الصوره‌ای که موجود است قبل ذلک از او حکایت کنم او را بر شما کشف کنم، آنجا می‌گویم بر اینکه اطلب منک ضرب زید که اخبار می‌شود. اخبار و انشاء اینها در ناحیه شرط وضع انشاء و خبر مختلف هستند، در وضع الانشاء آن جمله انشائی که اضرب است وضع شده است به همان معنایی که اطلب منک الضرب، اطلب خبری وضع شده است. مدلول و مستعمل‌فیه و موضوع‌له یکی است، قصد الاستعمال که همان شرط الوضع است مختلف هستند، داعی بر استعمال مختلف است. یک وقت داعی بر استعمال ایجاد صورت است در خارج، او می‌شود انشاء. یک وقت داعی بر استعمال حکایت ذی الصوره است که ذی الصوره فعلا موجود است من او را به شما می‌خواهم حکایت کنم او می‌شود اخبار. در بعتُ انشائی و اخباری پر واضح است. یک وقت من قبلا خانه را فروختم می‌گوید بعت الدار یا بعت داری. یک وقت می‌خواهم با شما معامله کنم می‌گوید بعت داری هذا بکذا، آنجا هم گفته بودم بعت داری بکذا. هیچ فرقی ندارد. در موضوع‌له و مستعمل‌فیه بالوجدان هیچ فرقی نیست ما بین این دو تا کلام، فقط تفاوت در داعی بر استعمال و آنی که موجب این استعمال است فرق است. یک وقت داعی بر این استعمال که صورت وقوع البیع را در ذهن شما حاضر می‌کنم به داعی این است که این صورت ذی الصوره پیدا کند به این موجود بشود، ثبوت اعتباری پیدا کند. این می‌شود انشاء. یک وقت می‌خواهم ذی الصوره را بر شما کشف کنم، بیع قبلا واقع شده ذی الصوره، می‌خواهم او را کشف کنم این می‌شود اخبار. پس انشاء‌ با اخبار اینها در ناحیه شرط الوضع اختلاف دارند، هر دو به یک معنا وضع شده. چگونه (من) و لفظ الابتداء به یک معنا وضع شده بود، اضرب با اطلب منک الضرب اطلب اخباری، یک معنا بیشتر ندارند، اینها موضوع‌له و مستعمل‌فیه‌شان یکی است. اختلاف‌شان در ناحیه شرط الوضع است، واضع گفته هر وقت خواستی آن طلب که صورت است ذی الصوره پیدا کند اضرب بگو، هر وقت ذی الصوره در خارج هست خواستی او را کشف بر غیر بکنی بگو طلبت یا اطلب منک الضرب. جمله خبری هم ربما در مقام انشاء استعمال می‌شود، آن استعمال، استعمال بر خلاف الوضع است و استعمال عنائی است. و الا خود آن هیئت افعل که اضرب است او وضع شده بر حاصل شدن ذی الصوره است، آن اطلب منک الضرب به اخبار وضع شده است.

منتها می‌بینید در عبارت کفایه یک تسامحی هست، گفته است که آن خبر وضع شده است در اراده حکایت، در قصد حکایت، فی قصد الحکایه، و لکن جمله انشائی وضع شده است فی قصد الانشاء، فی گفته است. آن فی تسامح است. چونکه عرض کردیم که انشاء و اخبار داخل موضوع‌له و مستعمل‌فیه نیست. فی داخل موضوع‌له و مستعمل‌فیه می‌کند ظاهر عبارت. این جایش باید لام بشود. خبر وضع شده است لقصد الحکایه و انشاء وضع شده است لقصد الانشاء و الایجاد که آن هم انشاء عبارت از همان ایجاد است که بیان خواهیم کرد. والحمد لله رب العالمین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا