درس ۷۷: نظر مرحوم آخوند در تفاوت بین جمله خبری و انشایی

ولکن در آن قسم ثانی که می‌گویم اطلب منک ضرب زید، اخبارا، و إضربْ زیدا انشاءً، این دو تا مستعمل‌فیه اش یکی است هیچ فرقی ندارد. آن نسبت طلب را داده‌ام به ضرب مادتا، و به مخاطب مامورا، و به خودم آمرا و حاکما، اضرب زیدا. ثبوت این طلب را به خودم نسبت داده‌ام. اگر إخبارا بگویم اطلب منک ضرب زید باز همین است. اطلب را استعمال کرده‌ام در ثبوت طلبی که متعلق به ضرب زید است مادتا، به مخاطب است مامورا، به خودم آمرا. ثبوت شیء لشیء را در همان معنا استعمال کردم، منتها غرض فرق می‌کند، تاره غرض از این اضرب این است که این طلب واقعیت پیدا کند، این طلبی را که نسبت به خودم داده‌ام و به مخاطب داده‌ام، ماهیت پیدا کند، چونکه قابل انشاء ‌است، این می‌شود انشاء. در اطلب منک ضرب زید، آنجا هم قصدم چه چیز است؟ قصدم این است که شما که از من پرسیدید از این مخاطبت چه خواسته‌ای امروز می‌گویم اطلب منه یا اطلب منک ضرب زید، این را اخبارا می‌گویم، مستعمل‌فیه یکی است. قصدم فقط حکایت است. در آن وضع اطلب منک ضرب زید که جمله، جمله خبریه است، مرحوم آخوند می‌گوید: در اطلب منک ضرب زید که إخبار است و إضرب که انشاء ‌است هر دو در یک معنا استعمال شده است، هیچ فرقی در ناحیه موضوع‌له و مستعمل‌فیه نیست. فقط شرط الوضع مختلف است. إضرب را وضع کرده است که هر وقت قصد انشاء داشتی این را استعمال بکن. شرط وضع است به آن نحوی که در حروف گفتیم. و آن اطلب منک ضرب زید را هم وضع کرده است که هر وقت قصد حکایت داشتی استعمال بکن.

آن قسم ثالت که زیدٌ وجهه اسود آن هم وضع شده است به ثبوت این نسبت سواد الوجه لزید. به همان ثبوت وضع شده است به همان نسبت وضع شده است. آنجا هم قصدش این است که هر وقت قصد حکایت داشتی بگو. چونکه اصلا او قابل انشاء نیست.

مرحوم آخوند می‌گوید در ماهیتها فرق نیست. یعنی مستعمل‌فیه‌ها و موضوع‌له‌ها فرق نمی‌کند، یعنی این کلام در مقابل چه چیز واقع شده است؟ اینکه می‌گویم بعت داری این کدام معنا را در ذهن شما حاضر می‌کند؟‌ آن وقتی که اصلا پشت دیوار می‌شنوید کسی گفت بعت داری، اصلا نمی‌دانید که در مقام اخبار گفته قصدش اخبار است یا انشاء ‌است این را نمی‌دانید. پشت دیوار است قرینه حالیه و مقالیه هم نیست. شما این را شنیده‌اید. چه معنا در ذهنتان می‌آید؟ این کسی که صدایش در آمد بیع دارش را نسبتش را به خودش داد، این بیشتر از این به ذهن شما نمی‌آید. بقیه‌اش دیگر از خارج است، اگر متکلم در مقام انشاء ‌شد، استعمال در موضوع‌له است منتها به غیر الوضع. اگر در مقام اخبار شد، ‌استعمال در موضوع‌له است بالوضع. فقط این است، ‌در شرط الوضع اختلاف دارند…

کسی می‌گوید بر اینکه إضرب زیدا، ‌یکی هم می‌گوید اطلب منک ضرب زید، یکی قصد اخبار دارد یکی قصد انشاء، اطلب منک ضرب زید قصد إخبار دارد، إضرب زیدا، قصد انشاء دارد، کلام این است که مستعمل‌فیه چیست؟ چه به ذهن مخاطب آمد؟ ‌اُفرض از پشت دیوار ما این را می‌شنویم ما این را، چه چیز به ذهن ما می‌آید؟ می‌گوییم یک معنا بیشتر نمی‌آید که طلبی که مستند است الی الماده و آن شخص مخاطب مأمورا این متکلم این طلب را نسبتش را ثبوتش را برای خودش می‌گوید. اما این ثبوت به چه داعی گفته می‌شود؟ به داعی إخبار یا به داعی انشاء؟ اگر اضرب باشد چونکه وضع شده است، وضعش این است که ظهور در انشاء دارد. اگر اطلب منک جمله خبریه است، اگر نگوییم که این کثیرا در مقام انشاء استعمال می‌شود و ظهور اولی اش نیست این را ادعا نکنیم ظهورش در اخبار است، این به معونه وضع است و الا مستعمل‌فیه و موضوع‌له یکی است. زید وجهه اسود ثبوت سواد الوجه را به زید دادن این هم که پر واضح است.

این حاصل حرفی است که صاحب الکفایه قدس الله سره در مقام ادعا کرده است که مستعمل‌فیه و موضوع‌له در مقام اخبار و در مقام انشاء یکی است. فقط آنی که فرق است در ناحیه وضع فرق است. چونکه عبارتش اینگونه بود ثم لایبعد ان یکون الفرق بین الخبر و الانشاء کذلک. یعنی این فرقی را که ما در فرق ما بین معنای اسمی و معنای حرفی گفتیم که گفتیم آنها در مستعمل‌فیه و موضوع‌له یکی است، کلمه (مِنْ) موضوع‌له اش و مستعمل‌فیه اش با موضوع‌له و مستعمل‌فیه لفظ (الابتداء) یکی است، هیچ فرقی ندارد، و انما الفرق فی ناحیه الوضع است یعنی شرط الوضع، ‌ثم لایبعد ان یکون الفرق بین الخبر و الانشاء کذلک، یعنی آن جمله خبریه در هر کدام از این اقسام، یک قسم اخیرش قابل انشاء نیست اصلا، در آن موردی که انشاء دارد مستعمل‌فیه و موضوع‌له یکی است در خبر و انشاء. فقط فرق در ناحیه شرط الوضع است که آن جمله خبریه وضع شده است در اینکه استعمال بشود فی ثبوت شیء لشیء، منتها لقصد الحکایه که گفتیم در عبارت کفایه فی قصد الحکایه است، آن (فی) تسامح در عبارت است. لقصد الحکایه‌ است چونکه می‌خواهد او را از موضوع‌له خارج کند، قصد حکایت را. و هکذا در انشاء وضع شده است فی قصد الانشاء باید لقصد الانشاء بوده باشد. این حاصل کلامی است که صاحب کفایه فرموده است. والحمد لله رب العالمین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا