درس ۹۹: کفایت تغایر اعتباری بین دال و مدلول
ولکن شما میدانید هیچکدام از این دو امرین تمام نیست. اما اینکه ما لفظ را همیشه در موضوعله استعمال میکنیم، تطبیق میکنیم در موارد مجازات به غیر فردش بالعنایه و المجاز، این در باب استعاره صحیح است، در نوع علاقاتی که ذکر کردهاند در بعض آنها صحیح است لکن در تمام مجازات درست نیست. در کلیه مجازات اینگونه است که لفظ در غیر معنای حقیقیاش استعمال بشود. اگر کسی روایت را خواند و گفت: اعتق رقبه، از این چه میفهمید؟ میفهمید عتق رقبه یعنی عبد را آزاد کنید. اعتق رقبه، این رقبه به معنای گردن استعمال نشده است، نه اینکه رقبه را در معنای گردن استعمال کردید اینطور نیست. انسان چگونه گردن خودش را باید عتق بکند. بله این عبد با معنای رقبه معنای حقیقی اش مناسبت دارد، و لکن با این مناسبت در مواردی که استعمال میشود و اراده عبد میشود، در معنای گردن استعمال نمیشود، در همان معنای عبد استعمال میشود.
رتبه شخص اصلا معنای حقیقی این لفظ رقبه را نمیداند. ما که گفتیم اعتق رقبه در ذهن آن سامع چونکه عتق را میداند که عتق یعنی آزاد کردن، رقبه یعنی عبد دلیلش این است که عبد را آزاد میکنند کس دیگر را که آزاد نمیکنند، میفهمد که عبد آزاد کردن واجب است، امر به عتق عبد شده، بطوری که سامع اصلاً معنای حقیقی رقبه گردن است این را نمیفهمد. اصلا در ذهنش هم نیست.
من که میگویم هذا اسدٌ، اسد در همان حیوان مفترس استعمال شده از لفظ اسد حیوان مفترس میپرد به ذهن، هذا هم که اشاره به آن فرد مذکر است، هیئت ترکیبیه که هذا اسدٌ دلالت بر تطبیق میکند. در آن تطبیق عنایت است نه در استعمال لفظ اسد. اگر در جمیع مجازات اینگونه بوده باشد که معنایش تطبیق است، پس باید ما که میگوییم اعتق رقبه یعنی معنایش این بوده باشد که یک گردن آزاد بکن. منتها این تطبیق شده است به عبد. ربما اصلا آن سامع معنای حقیقی لفظ را نمیداند، و لکن مراد را میفهمد. این تطبیق نیست. من یک لفظ فرض بفرمایید انگلیسی گفتم که آن لفظ در آن لغت انگلیسی اسم جنس است آن را تطبیق بر شیئی کردم که آن شیء را هم شما نمیبینید چی میفهمید از او؟ از او چه میفهمید؟ شما باید آن لفظی که محمول است معنای او را بفهمید تا تطبیق معلوم بشود. عرض میکنم در موارد اعتق رقبه این گردن اصلا در ذهن نمیآید. عرب میگوید (جاء رأس القوم)، جاء رأس القوم معنایش رأس در مقابل بدن نیست. رأس القوم أی شریف القوم. نه اینکه رأس را تطبیق کرده است به این آدم که این گردن و سر است، بدن نیست. یا فرض کنید اونی که دیدهبان است، دیده بان جیش است یا دیده بان قوم است که به او میگویند عین القوم، این عین قوم است عین به معنای دیده بان، نه اینکه عین به معنای چشم استعمال میشود، چشم را تطبیق به این شخص میکند که این کانّ چشم است. اینکه میگوید من قتل قتیلا آن کسی که قتیلی را بکشد این قتیل معنایش چیه؟ قتیل یعنی کشته شده؟ او را تطبیق کردهاید؟ من قتل قتیلا یک معنایش این است که من قتل شخصی را که مشرف به قتل است. این استعمالات مجازی را شما در سائر العلاقات که علاقه جزء و کل است، از آن سخن میگوید. مثلا کسی میگوید من از ایران آمدم (به علاقه کل و جزء) (در حالی که از خرمشهر آمده). ایران اسم است بر مجموع، اینکه اطلاق میشود از ایران آمدم آیا یعنی از آن مجموع آمدم؟ مجموع را به آن مکانی که آمده تطبیق میکند؟ این نیست. بالضروره انسان اگر رجوع به این استعمالات بکند میبیند که در بعض علائق اینگونه است تطبیق میشود. ولکن در همه موارد نمیتواند این را بگوید مثل اعتق رقبه و امثال ذلک، که اصلا این اعتق رقبه پر واضح است که اعتق رقبه معنایش این است که عبد آزاد کن، معنایش یعنی مستفاد این است. نه اینکه رقبه گردن است، یک گردنی را آزاد کن. شما به تفاسیر مراجعه کنید نخواهید دید مراد گردن است بلکه عبد است.
پس علی کل تقدیر کسی اگر دقت در استعمالات بکند، قطع و یقین پیدا میکند که آن چیزی که سکاکی گفته است در استعاره او در تمام علائق جاری نیست.
این اولا.
و اما امر ثانی که ایشان فرمودند، فرمودند اگر وضع به معنا تعهد بوده باشد، آنجا این بحث مجال ندارد که آیا معنای مجازی به وضع است، چون هر مستعملی واضع است و وضع شخصی و نوعی دارد آنجا مجازات لامحاله.
میگوییم علی الظاهر اینگونه نیست. ما قبول کردیم که وضع به معنا تعهد است، واضع تعهد میکند که هر وقت لفظ را بلاقرینه ذکر کردم، این معنا را قصد کردم. و این واضعی که تعهد است نسبت به اینکه هر وقت مع القرینه ذکر کرد این تعهد دیگر وجود ندارد، هیچ چیزی نگفته است نه نفیا نه اثباتا. فقط در قرینه تعهد دارد. اینکه میگوید رایت اسدا یرمی در آن یرمی تعهد دارد. در اینکه اگر اسد را با یرمی ذکر کردم چه چیز را اراده کردهام این را اصلا تعهدی قبلا ندارد. تعهد نمیخواهد، قرینه ذکر کرده و به قرینه مراد فهمیده میشود، تعهد قبلی نمیخواهد. مجازات تعهد نمیخواهد، چونکه در مجازات قرینه لازم است باید با قرینه ذکر بشود. قرینه معینه و صارفه که تصریح کردهاند در مجازات دو تا قرینه است، قرینه صارفه و معینه، و ربما قرینه واحد یقوم مقام القرینتین. اینها را علماء ادب گفتهاند. با وجود اینکه مجاز قرینه میخواهد، قرینه معینه هم میخواهد، دیگر بگوییم تعهد میخواهد این تعهد را میخواهد برای چه؟ هیچ تعهدی قبلا نکرده الان استعمال میکند و تعهدی با جعل قرینه وجود ندارد از قبل. والحمد لله رب العالمین.